تبليغاتX
Art & Artists - اکسپرسیونیسم: امیرطاهری

  اکسپرسیونیسم

امیر طاهری

 لیسانس هنرهای زیبا

گرایش نقاشی دانشگاه سیستان و بلوچستان، ایران

 

هر کس در زندگی خود برای کاری که انجام میدهد هدفی دارد و این هدف را باید به جهتی سوق دهد تا به نتیجه ایی برسد، رسیدن به نتیجه هم مستلزم راهنمایی هایی است که از دیگران گرفته می شود.

در کارهایم  سعی من بر این است که احساسات درونی خود را از آنچه که در محیط اطراف خود می بینم بیان کنم ، مردمانی که برای رسیدن به امکانات اولیه زندگیشان روز و شب تلاش می کنند، فرقی نمی کند در چه شخصیتی باشند.

من از آن انسانهایی میگویم که برای گذران زندگی روزمره خود به هر دری می زنند و سعی کردم که احساسات درونی آنهارا حس کنم و به تصویر بکشم . البته همه دغدغه های زندگی مردم به اقتصاد ختم نمی شود. و افرادی هستند که به لحاظ اقتصادی مشکلی ندارند ولی جامعه شخصیتی برای آنها می سازد که تا حدی بر خلاف شخصیت واقعی آنها می باشد ، به نظر من رنج این افراد بیش از افراد فقیر است، و شاید من هم یکی از آنها باشم ، شاید یکی از دلایلی که به این نوع از سبک نقاشی روی آوردم همین باشد . 

 

گستره نقاشی در سه سطح قابل بررسی است. نخست نقاشی به عنوان صنعت و تجارت که نمونه های بارز آن کپی از کار بزرگان است.کارهایی با تکنیکهای خوب و عالی اما خالی از احساس و روح. حاکمیت در این محدوده با صنعت و توانایی های اجرایی است. اینان تکنسینهای خوبی هستند. جای این آثاراتاقهای پذیرایی است.

 

دوم، نقاشی به عنوان هنر. آنچه در این محدوده می گنجد آثاری است که در یک کلام خوبند. ترکیب بندی، شناخت رنگ ، تکنیک ، نو بودن و خلاصه آنچه مبانی هنرهای تجسمی می نامیم در آنها به خوبی رعایت شده است. در کنار همه اینها احساس نیز کم و بیش وجود دارد. در این مجموعه آثار شعور حاکم است ، همراه مباحث علمی و دلایل و توجیهات منطقی جای این آثار گالری های نقاشی است.

سوم، نقاشی به عنوان نقاشی. در این محدوده هیچ چیز جز نقاشی عیان نیست. با قرار گرفتن در مقابل این آثار نه از قدرت طراحی و شناخت آناتومی متحیر می شویم ، نه از حرکات قدرتمند قلم مو و نه از نو بودن آن ، آن چه مارا مشعوف می سازد نقاشی است و بس. در این سطح، نقاشی بر اساس یک نیاز خلق میشود.که نام این سطح را هنر ناب می توان بنامیم، که گاهی هم میتوان به آن اکسپرسیو گفت.

 

اکسپرسیونیسم: این اصطلاح نخست توسط منتقد هنری آلمانی هروارث والدن ناشر نشریه پیشروی برلین Dexstarm 1932-1910 برای توصیف تمامی هنرهای مدرن که در برابر امپرسیونیسم شکل گرفته اند ابداع شد ، بعدها به هنری اطلاق شد که در آن فرمها نه آن گونه که در واقعیت مشاهده می شوند ، بلکه به صورت بازتاب های ذهنی نسبت به واقعیت ارائه میشدند.

 امروزه به هر نوع هنری که در آن حس هنرمند جایگزین ایده های سنتی واقع گرایی و تناسبات میشود و حاصل کار کژنمایی شکل و رنگ است اطلاق می شود.

در اکسپرسیونیسم احساسات درونی به بیرون تجلی می کند و به دیگران منتقل می شود. در این سبک شخصیت ، موقعیت ذهنی یا شرایط حسی هنرمند به شکل مشابه به موجود زنده، به نمایش گذاشته میشود. ما در زندگی روزمره خود نیز چنین میکنیم مثلاً ممکن است خانه ایی تجسد انسانی شود آن را در کسوت خانه ی خوشبختی یا خانه سیاه ببینیم و پنجره های خانه را به صورت چشم هایش تجسم کنیم.

در تاریخ و نقد هنر این اصطلاح به سبکی اطلاق میشود که در آن قراردادها و سنت های طبیعت گرایی کنار نهاده میشود و در عوض تاکید بیشتری بر ایجاد اعوجاج و اغراق در شکل و رنگ به جهت بیان فوری احساس هنرمند وجود دارد. از این رو مفهوم اکسرسیونیسم در معنای وسیع آن میتواند به هنر هر مکان و زمانی اطلاق شود که تاکید بر واکنش حس هنرمند اولی تر از نظاره دنیای خارج است.

 

 

تکنیک کاری: نقاشی هایم بدون اتود و فی البداهه شروع می شود یعنی هیچ طرحی از پیش روی بوم خود ندارم ، از رنگ روغن و ابزاری که برای  کارهایم استفاده می کنم  قلم مو – کاردک – و گاهی هم از انگشتان دست است.

ابتدا با پیش طرحی که در ذهن دارم رنگ ها را روی بوم ریخته و با کاردک به جهت های مختلف سوق می دهم  ودر بعضی جاها از قلم مو استفاده می کنم اولین چیزی که آن را در الویت قرار می دهم بازی با تاریکی و روشنایی است، و بکار بردن رنگ های سرد و گرم در کنار هم .

نخست یک حالت کلی از کار را بوجود می آورم و بعد شروع به تاکید در جاهایی که لازم است.  معمولا از رنگ های گرم استفاده می کنم  شاید این به این دلیل است که در منطقه گرم سیری زندگی می کنم ، منطقه ایی که دمای هوای آن در تابستان کمتر از 40 درجه نیست و شاید هرروز شاهد طوفان های تندی باشیم.

بیشترین ابزاری که من در کارهایم استفاده میکنم کاردک می باشد: شاید این به این جهت است که می توانم حس خود را بهتر به وسیله کاردک انتقال دهم ، در کارهای اولیه ام که با رنگ پلاستیک کار کردم بیشتر از قلم مو و دست استفاده شده ولی در رنگ روغن ابزارهایم کمی محدودتر شدند استفاده از قلم مو در رنگ روغن آن برخورد کنشی من را خیلی محدود کرد ولی بعد با استفاده از کاردک توانستم تا حدی آن را جبران کنم.    

 

                                

   

     

               

        

                      

                               

منابع

 

1-سبک ها و مکتب های هنری.           مولفان:ایان چیلورز، هارولد آزبورن و دیگران

                                                              تدوین و ترجمه: فرهاد گشایش

                                                               ناشر:   انتشارات عفاف

 

2- فرهنگ اصطلاحات هنری               ادوارد لوسی اسمیت

                                                                تدوین و ترجمه: فرهاد گشایش

                                                               ناشر:   انتشارات عفاف

 

3-پرتره های محمد فاسونکی               به کوشش نادر طبسیان ، ساعد مشکی

                                                                نشر ماه ریز

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 22:39  توسط امیر طاهری Amir Taheri  |