"معرفی یکی از شاعران مشهور سراوانی"
حمید ملکزاده
شاعر و نویسنده معروف سراوانی و عضو انجمن های
هنری و فرهنگی زاهدان و سراوان
بلوچ آکادمیست: جناب ملکزاده، لطفا خودتان را برای بازدیدکنندگان یا خوانندگان بلوچ آکادمی بیشتر معرفی کنید؟
حمید ملکزاده: با سلام خدمت تمامی بازدیدکنندگان محترم و همچنین گردانندگان عزیز سایت بلوچ آکادمی. بنده حمید ملکزاده کوهکن هستم که در سال 1354 در بخش جالق شهرستان سراوان منطقه سیستان و بلوچستان، ایران متولد شدم. دارای مدرک کارشناسی زمین شناسی از دانشگاه آزاد زاهدان و در حال حاضر هم در دانشگاه پونا، دپارتمان زمین شناسی مشغول به تحصیل در دوره کارشناسی ارشد میباشم.
بلوچ آکادمیست: از چه زمانی شروع به شعر گفتن یا شعر نوشتن کردید و در چه نوع شعرهایی بیشتر فعالیت دارید؟
حمید ملکزاده: در واقع از پاییز سال 1377 شعر گفتن را آغاز کردم و بیشترین فعالیت من در غزل است. البته گاه گاهی هم شعر نو و سپید میگویم.
بلوچ آکادمیست: در چه انجمن هایی عضو بوده اید؟
حمید ملکزاده: تا بحال در انجمن های مختلفی چون دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان، انجمن حوزه هنری زاهدان، انجمن فرهنگ و ارشاد زاهدان، و انجمن شعر سراوان عضو بوده ام.
بلوچ آکادمیست: چه کارهایی در زمینه شعر انجام داده اید؟
حمید ملکزاده: در سال 1382 موفق به چاپ کتاب "دریا بیا دستم بگیر" شدم. و انشاء الله در حال آماده سازی مجموعه شعر جدیدم با نام "ای باد" هستم. در ضمن چندین مصاحبه تلویزیونی با شبکه استانی هامون داشته ام و همچنین در فعالیتهای فرهنگی هنری انجمن های خارج از استان نیز شرکت کرده ام.
بلوچ آکادمیست: هر شاعری تخلصی دارد. تخلص شما چه بوده است؟
حمید ملکزاده: چون از فصل پاییز شروع به شعر گفتن کرده ام، پاییز را برای تخلصم انتخاب کرده ام.
بلوچ آکادمیست: در غزل های شما واژه دریا بسیار مشاهده میشود، فلسفه آن چیست؟
حمید ملکزاده: علت آن است که دریایی که من میشناسم و در شعرهایم به آن رجوع میکنم آسمان جزئی از قدرت اوست.
بلوچ آکادمیست: بعنوان مثال آیا میتوانید چند سطری از شعری که در آن دریا بکار برده شده برای ما بیان فرمایید؟
حمید ملکزاده: آره، مثلا شعری چون "دریا بیا دستم بگیر" که میگوید:
آه آمدی اما چه دیر دریا بیا دستم بگیر
از پشت پلک سردسیر دریا بیا دستم بگیر
من ریزش طاعون را در مرگ باران دیده ام
بر پهنه های گرمسیر دریا بیا دستم بگیر
اینجا برای زندگی دیگر نمانده طاقتی
در این هوای مرگ و میر دریا بیا دستم بگیر
باران نمیبارد چرا شاید خدا لج کرده آه
با ساکنان این کویر دریا بیا دستم بگیر
تفتانیان آتش کنید باید بسوزد آسمان
جرمش خساست بر کویر دریا بیا دستم بگیر
عمان برای ما بیار ابری که باران میزند
دیگر نمانده آبگیر دریا بیا دستم بگیر
آری نمانده آبگیر بر پهنه های این کویر
دریا بیا دستم بگیر دریا بیا دستم بگیر
بلوچ آکادمیست: بعنوان یک شاعر زندگی از نظر شما چگونه است؟
حمید ملکزاده: به نظر بنده، زندگی مانند سال چهار فصل دارد. هر فصل زیبایی خاص خودش را دارد. اگر به دریا ایمان داشته باشیم زندگی با تمام دگرگونی هایش آبی است.
بلوچ آکادمیست: شاید برای بعضی ها جالب باشد که تخصص (زمین شناسی) آکادمیکی شما با حرفه شما که همان شعر و شاعری است متفاوت است. میتوانید علت آن را توضیح دهید؟
حمید ملکزاده: در واقع علاوه بر علاقه ای که به رشته زمین شناسی و شعر و شاعری دارم، من به کار کشاورزی نیز مشغول هستم و زندگی ام را طوری تقسیم کرده ام که به هیچ کدام لطمه ای وارد نشود. به نظر من شعر همه این موارد را در بر میگیرد. در رشته زمین شناسی میتوان بیشتر به قدرت خداوند پی برد و این یعنی همان شعر.
بلوچ آکادمیست: با توجه به اینکه تغییر رشته از رشته های فنی به رشته های علوم انسانی در بسیاری از دانشگاه های دنیا امریست شدنی، آیا تا بحال به این فکر بوده اید که کاش در رشته دیگری چون ادبیات ادامه تحصیل می دادید؟
حمید ملکزاده: به همان اندازه که علاقه به شعر دارم به زمین شناسی نیز علاقه مندم. به نظر من شهر یک امر ذاتی است و نیازی به تحصیلات دانشگاهی و آکادمیک ندارد. چه بسا بیسوادانی هستند شاعر و استادان ادبیاتی که یک بیت شعر هم نگفته اند.
بلوچ آکادمیست: چرا با وجود اینکه بلوچ هستید به زبان فارسی شعر میگویید؟
حمید ملکزاده: بنده از اینکه یک بلوچ هستم افتخار میکنم و همیشه افتخار آن را داشته ام که در انجمن های مختلف با لباس بلوچی شعر بگویم. همچنین معتقدم که ما در کشوری زندگی میکنیم که زبان آن فارسی است و در آن اقوام مختلفی با زبانها و گویش های مختلف زندگی میکنند. من یک بلوچ ایرانی هستم و ترجیح میدهم با زبانی شعر بگویم که همه ایرانیها بدانند چه میگویم. من تنها برای یک قشر شعر نمیگویم بلکه برای همه ایران شعر میگویم و به ایرانی بودنم نیز افتخار میکنم.
بلوچ آکادمیست: بعنوان یک شاعر، برای ترویج شعر بلوچی و جذب مردم بلوچ به ادبیات بلوچی به نظر شما چه کارهایی بایستی انجام شود؟
حمید ملکزاده: ما شاعران بسیار بزرگی در زبان بلوچ داریم که به اندازه شاعران زبانهای دیگر مطرح هستند. زبان بلوچی زبانی بسیار غنی با واژه های خیلی ناب است. بلوچ ها ذاتا دارای استعداد در هر زمینه ای هستند. با اینحال ابتدا باید استعدادها را شناسایی کرد و سپس محیط را آماده برای بروز استعدادها نمود و شاعران بلوچ را به مردم معرفی کرد.
بلوچ آکادمیست: لطفا کمی هم از خانواده خود بگویید؟
حمید ملکزاده: دو برادر دارم که هر دوی شان شاعر هستند و در زمینه شعر و شاعری فعالیت میکنند. دارای دو فرزند هستم که هر دو دوره های ابتدایی را طی میکنند و همسرم نیز دانشجوی دوره کارشناسی ارشد در رشته حقوق میباشد.
بلوچ آکادمیست: آقای ملکزاده، سوال آخر، اگر امکان دارد یک نمونه از شعرهایتان را برایمان بگویید؟
حمید ملکزاده: البته انتخاب و ارائه یک شعر خاص کمی نیاز به فکر و زمان دارد چونکه شعرهای مختلفی گفته ام. در هر حال اجازه بدهید که در اینجا شعر "پریتای سراوانی" را تقدیم به خوانندگان محترم این سایت کنم:
ببین در چشمهای من بگو از آن چه می خوانی
نوشته دوستت دارم، پریتای سراوانی
نگو که رفته بر بادی و از چشم من افتادی
چرا باور نداری که درون کالبدم جانی
پریشان گیسوانت را پریشان گیسوک افشان
بکن بر شانه های شاعر شعر شهستانی
اگرچه فصل پاییزم بهاری پیش رو دارم
چرا دیگر پریشانی ز شبهای زمستانی
نرو، پیشم بمان بانو، بهاری شو که پاییز را
تو باشی بهترین واژه درون شعر ایرانی
بلوچ آکادمیست: با سپاس بسیار فراوان از وقتی که به ما اختصاص داده شد و آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگی شما را داریم.
حمید ملکزاده: بنده هم از سایت بلوچ آکادمی و مدیریت آن نهایت تشکر را دارم.
منبع: http://www.balochacademy.org
|
|
|
چهل سال است که دور از ايران به سر می برد. اينک از نام های مشهور موسيقی جوانان آمريکائی شده است اما در ريتم ها و نواخته هايش نشانه هائی از ايرانی بودن او هست. اردشير فرح به تازگی شروع کرده و با گروه های ايرانی در آمريکا کار می کند. گفتگوئی با او کرده ايم. وقتی از طریق ایمیل دريافت که از ايرانم و می خواهم با او مصاحبه کنم خيلی زود جواب مثبت داد و همان اول گفت چرا." آخه من ایرانی هستم" . به همین راحتی بود که مصاحبه تفنی با کسی که در خانه اردشیرست اما عالم موسيقی او را با نام فرح می شناسند و یکی از معروف ترین گیتاریست های آمریکاست نيمه شبی به وقت تهران صورت گرفت و ضبط شد. گرچه فارسی سخن گفتن او دشوار و جا در جا با کلمات انگليسی با لهجه غليظ آمريکائی توام است. اردشیر نواختن گیتار را از 12 سالگی در ایران شروع کرد. ابتدا در زمینه موسیقی راک کار می کرد. بعد برای آشنایی بیشتر با موسیقی راک به مرکز این سبک موسیقی یعنی انگلستان، سرزمین بیتل ها رفت. چون تمام خانواده اش در رشته راه و ساختمان تحصیل کرده بودند،او هم در آنجا به تحصیل در این رشته پرداخت. در حین تحصیل با گروه های راک انگلیسی هم کار می کرد. بعد از 5 سال به آمریکا رفت ، ابتدا در بوستون و سپس در کالیفرنیا ساکن شد تا اینکه دانشگاه تمام و دوران زندگی حرفه ای فرح، در زمینه موسیقی آغاز شید. همراه با Strunz Jorgاهل کاستاریکا گروه strunz & farah را تشکیل دادند که برگرفته از نام خانوادگی این دو موزیسین بود. حاصل کار این گروه تاکنون14 CD و اجرای حدود 700 کنسرت در تمام آمریکا و اجرای برنامه های متعدد با نوازندگان معروف دنیا در سبک های مختلف جاز ، راک و پاپ است. 25 سال از تشکیل این گروه که تعدادشان از 5 نفر تا 8 نفر متغییر است می گذرد و برنامه های آنها همراه با خواننده های بزرگ آمریکا، برای همه علاقمندان موسیقیف آشناست. اما نقطه اوج این گروه در سال 1991 بود که به خاطرCD پنجم شان بهترین گروه سال آمریکا شناخته شدند و آلبومشان نیز حدود 14 هفته به گفته فرح Number one بود و حدود 47 هفته Number two , three . علاوه بر این آلبوم بعدی آن ها در سال 1993 به نام American نامزد دریافت جایزه گرمی (اسکارموسیقی) شد. به هر حال اردشیر فرح همراه با همکار کاستاریکایی خودش در حال ضبط پانزدهمین آلبوم خود است. آلبوم هایی که به سختی در ایران یافت می شوند. *چرا با این همه شهرت و موفقیت آثار شما اعم از کتاب یا آلبوم هایتان در ایران کم است؟ *یکی از راه های ارتباط با جوانان علاقمند موسیقی در ایران، برگزاری کلاس های آموزشی است. مانند خانم لیلی افشار که در خارج از ایران زندگی می کنند اما هر سال کلاس هایی را در ایران برگزار می کنند. شما به فکر تشکیل این کلاس ها نیفتاده اید؟ *شما در سبک های مختلفی مثل راک، جاز و این اواخر پاپ کار کردید. این روند در مورد نوازندگان صاحب سبک سابقه دارد *چطور به این جا رسیدید. کمی درباره سبک تان توضیح بدهید. *فکر می کنید این سبک در آمریکا یا نقاط دیگردنیا جا افتاده است؟ *شما با بزرگان موسیقی دنیا هم کار کردید مثل اریک کلاپتون. اما این همکاری ها در محدوده سبک شما نبود؟ *آیا کمی عجیب نیست هنرمندی که با این بزرگان کار کرده بیاید با بعضی از خواننده های معمولی لوس آنجلسی هم همکاری کند ؟ *شما آثار راک و جز ایران را گوش می دهید؟ *الان موسیقی تلفیقی در دنیا برای خودش جا بازکرده است. در ایران هم کسانی هستند مانند استاد ذوالفنون و داوود آزاد که در صدد تلفیق موسیقی سنتی ایرانی با دیگر سبک های موسیقی هستند. آیا موسیقی سنتی ایرانی قابلیت تلفیق با موسیقی مدرن دنیای امروز را دارد؟ *خودتان به فکر چنین کاری نیستید؟ *منظورم مشخصا تلفیق آن سبک از موسیقی آمریکایی با موسیقی سنتی ایرانی و نوازندگان اصیل این سبک موسیقی است. *امیدواریم هرچه زودتر شما را در ایران ببینیم. منبع : روز آن لاين
|