
Baloch Academist: On 17 December 2009, the international conference on "optimization & development in sciences" was jointly organized by the Union of the Iranian Students’ Islamic Association Indian sub-continent and University of Pune, in Namedeo Hall, Arts faculty, University of Pune, Pune, India.
Around 500 participants including PhD scholars as well as academicans attended the seminar. The cheif guests included Mr. Nabizadeh (the ambassador of the Islamic Republic of Iran to India), Dr. Karim (a reader, and the ambassador of science & technology in Indian sub-continent), Dr. Vasudha Garde (the Director of International Center of Pune University), Dr. Pandit Vidyasagar (Director of BUCD), Mr. Rezaiee (Cultural ambassador of Iran to Mumbai), and Mr. Imami from the Consulate of the Islamic Republic of Iran.
In the beginning, a massage about the conference was read out on behalf of the Iran’s Science & Technology Minister, Professor Daneshjoo.

Mr. Nabizadeh, the ambassador of the Islamic Republic of Iran then delivered his speech on the issue and praised the scholars for their contributions. He pointed that Iran stands number 12 in mathamatics, 14 in mechanic, 27 in medical, etc., in the world.
Dr. Vasudha Garde, the Director of International Center of Pune University also welcomed the program. She said that it is scientific base that leads a country towards development. Both in ancentit time and in the contemporary time, Iran has contributed a lot to science and education despite the sanctions. Innovation is the need of hour, she said. India like Iran has contributed a lot in the field of science and technology. She supported her view by referring to the sayings of great people like Anstian.
In the second session, Professor Sonavali guided the scholars how to improve their research activities. He gave a 30 minutes presentation on research methodology.

In the third part of the program, technical sessions followed one after another by 60 scholars/students/professors who presented their papers in two halls and in three sessions. The papers presented were on the themes of law, sociology, politics, economics, education, literature, chemistry, mathamatics, environmental sciences, and information technology. Each session was chaird by several Indian professors and at the end of each session questions and views exchanged between the scholars.
In the end of the prgram, Dr. Pandit Vidyasagar Director of BUCD was invited to have his view. He said that unless we do not share and do not criticize we cannot reach the truth. We need healthy and constructive criticism; excellence has no ends. He praized the organization of the conference.

Finally, Dr. Karim presented his views by encouraging scholars and students towards knowledge and education. He emphasized that scholars and students should focus on self development.
Note: This was the first international conference held by the Iranians scholars and students at University of Pune, Pune, India. The conference received around 210 papers. Around 60 papers were accepted for oral presentation, around 80 accepted for poster, and around 70 papers were rejected. For more information about the organization of this international conference, see, www.anjomanepune.persianblog.ir
The Baloch Academy Of Humanities www.balochacademy.org
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 8:54 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
پوستر فیلم مستند "همین است"
سینماها در سراسر جهان اکران فیلمی را آغاز کرده اند که بر اساس صد ساعت فیلم ویدیویی تهیه شده است که در حین تمرین های مایکل جکسون برای اجرای آخرین کنسرتش فیلمبرداری شده بود.
اولین اکران ها به طور همزمان در شمار زیادی از شهرهای مهم جهان، از جمله لندن و لس آنجلس، برگزار شد که در هر یک از آنها ستارگان بین المللی سینما و موسیقی شرکت داشتند.
در چند روز آینده فیلم "همین است" ("This is It")، در 110 کشور جهان به نمایش در خواهد آمد.
بسیاری از دوستداران مایکل جکسون برای چند روز متمادی در صف بوده اند تا برای اولین سانس هایی که این فیلم در سینماها نشان می شود، بلیط بخرند.
اما عده ای دیگر از این فیلم انتقاد و استدلال کرده اند که بر وضعیت بد جسمانی مایکل جکسون سرپوش گذاشته است.
این افراد یک حرکت گروهی را آغاز کرده اند به نام "همین نیست."
مایکل جکسون در ماه ژوئن و در سن پنجاه سالگی به علت مصرف بیش از حد دارو درگذشت؛ پلیس مرگ او را به عنوان قتل تحت بررسی دارد.
او آخرین چهار ماه زندگی اش را وقف تمرین برای برگزاری آخرین مجموعه کنسرت های خود کرده بود.
بیش از هشتصد هزار بلیط برای این کنسرت ها فروش رفته بود و سازمان دهندگان گفته بودند کنسرت ها "پرهزینه ترین و به لحاظ فنی پیشرفته ترین کنسرت های زنده در تاریخ موسیقی است."
فقط دو هفته مانده بود که اولین شب کنسرت ها اجرا شود که اعلام شد مایکل جکسون درگذشته است.
فیلم مستند "همین است" فقط برای دو هفته نمایش داده می شود.
شرکت ژاپنی سونی پانزده هزار نسخه از این فیلم را توزیع خواهد کرد.
منبع: http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/10/091028_shr_jackson_film.shtml
+
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 18:54 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
 |
| ] |
مایکل جکسون ، ابرستاره موسیقی پاپ آمریکا، در اثر ایست قلبی در منزل مسکونی خود در لس آنجلس درگذشت.
سخنگوی پزشکی قانونی منطقه لس آنجلس تائید کرد که مایکل جکسون پس از آن که دچار یک ایست قلبی شد با آمبولانس به بیمارستان یوسی ال ای در غرب لس آنجلس آورده شد .
چند دقیقه پس از انتشار خبر درگذشت مایکل جکسون ، محوطه جلوی بیمارستان یوسی ال ای از انبوهی از جمعیت طرفداران این خواننده محبوب درحالی که که در بهت و حیرت فرو رفته بودند و یا اشک می ریختند پرشد. وسائل نقلیه حامل دوربین های رسانه های مختلف و خبرنگاران از خبرگزاری های مختلف بلافاصله در محل بیمارستان حاضر شدند و تعداد جمعیت به قدری زیاد بود که رفت و آمد در محل غیر ممکن شد و هنوز هم هلی کوپترهای خبری و پلیس بر فراز جمعیت و محوطه بیمارستان در حال پرواز هستند. در حالی که جمعیت طول شب را با افروختن شمع در مقابل بیمارستان می گذرانند.
بنا برگفته سخنگوی پزشکی قانونی روز جمعه کالبد شکافی روی بدن مایکل جکسون انجام خواهد گرفت تا دلایل دقیق مرگ او واین که آیا شرایط بخصوصی منجر به ایست قلبی او شده است یا نه روشن شود.
بنا بر گزارش روزنامه لس آنجلس تایمز، پلیس این شهر پرونده ای برای رسیدگی به این قضیه باز کرده است. هرچند منابع موثق گزارش داده اند که به نظر نمی رسد که وضعیت مشکوکی در ارتباط با مرگ این ستاره پاپ وجود داشته باشد.
ماموران آتش نشانی و بخش آمبولانس و کمک های اولیه بیمارستان یوسی ال ای می گویند هنگامی که به منزل مایکل جکسون رسیدند او روی زمین افتاده بود و دیگر نفس نمی کشید. عملیات لازم برای نجات او در همان محل انجام شد و سپس جکسون به بیمارستان منتقل شد.
ابرستاره موسیقی پاپ که برای همیشه چهره رقص و موسیقی روی صحنه و ویدیو را عوض کرد هنگام مرگ ۵۰ سال داشت. او در دهه ۷۰ میلادی نخست به همراه اعضای خانواده خود و به عنوان یک ستاره خردسال کار خوانندگی را آغاز کرد. بعدها مایکل جکسون کار موسیقی را به تنهایی ادامه داد و ده ها آهنگ و ترانه موفق و پرفروش ساخت و یکی از پرطرفدارترین چهره های موسیقی جهان به شمار می رفت.
جکسون در سال های اخیر دچار اتهامات پرجنجالی شد که در دادگاهی در سال ۲۰۰۵ او از تمام این اتهامات مبرا شد. او قرار بود که در ماه ژوئیه در یک سری کنسرت های « بازگشت» در شهر لندن در انگلستان شرکت کند و تصمیم داشت تا از این طریق یکبار دیگر با یک انفجار به صحنه موسیقی بازگردد اما مرگ مجالش نداد.
مایکل جکسون هنرمندی که مورد علاقه مردم از هر فرهنگ ونژادی بود
رش: اد کوالسکی گزارشگر صدای آمریکا در واشنگتن
مایکل جکسون یکی از سرشناس ترین چهره های تاریخ موسیقی پاپ بود که روز پنجشنبه 25 ژوئن در خانه مسکونی خود در لس آنجلس براثر ایست قلبی درگذشت.
این هنرمند که هنگام مرگ ۵۰ سال داشت توانست در طول دوران زندگی حرفه ای خود با ادغام موسیقی پاپ، راک و سول ( موسیقی سیاهان آمریکا) موسیقی ارائه دهد که مردم از سراسر جهان و از هر فرهنگ و نژادی که بودند بتوانند از آن لذت ببرند و با آن ارتباط برقرار کنند.
زندگی مایکل جکسون ظاهرا مملو از زیاده روی و تنهایی بود. او میلیون ها طرفدار در سراسر دنیا داشت و توانست به ثروت زیادی دست پیدا کند اما اغلب زندانی شهرت و معروفیت خود بود.
مایکل جکسون زاده شهر « گری » در ایالت ایندیانا و هفتمین فرزند از ۹ فرزند خانواده به شمار می رفت. مایکل و چهار برادر بزرگ تر او از سنین کودکی استعداد سرشاری در رشته موسیقی و رقص از خود نشان دادند و والدین آن ها نیز این مسئله را پیگیری و آن ها را تشویق کردند.
مایکل جکسون در سن ۵ سالگی به عنوان خواننده گروه به همراه برادرانش گروه جکسون فایو را تشکیل داد. با موفقیت گروه، برادران جکسون به کار اجرای حرفه ای موسیقی پرداختند و اغلب وقتی برای گزران یک زندگی عادی کودکی نداشتند.
پس از اجرایی در تئاتر معروف آپولو در « هارلم» نیویورک در یک مسابقه استعدادهای تازه، گروه جکسون فایو توسط شرکت « موتاون» که در آن زمان کار صفحه پرکنی موسیقی هنرمندان سیاهپوست را به عهده داشت کشف شد و جکسون فایوتوانست قراردادی با این شرکت معتبر صفحه پرکنی انعقاد کند. بین سال های ۱۹۶۴ و ۱۹۸۱ میلادی، دوران همکاری موتاون و گروه جکسون فایو آن ها توانستند بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه صفحه و نوار موسیقی بفروشند.
مایکل جکسون درباره این دوران از زندگی خود چنین گفته بود: « شما هم اگر مثل من از پنج سالگی در مقابل چشم های ۱۰۰ میلیون تماشاگر بزرگ می شدید، با دیگران فرق می کردید. کودکی من مطلقا از من گرفته شد. من یک کودکی طبیعی نداشتم و هیچگونه لذت بچه بودن و بازی کردن هم با آن همراه نبود. بجای آن من بایست ساعت های متوالی به سختی کار و تمرین می کردم. تلاش و دردی که نهایتا ثروت و معروفیت به همراه داشت اما من هرگز نتوانستم آن را جایگزین روزهای خوش یک کودکی از دست رفته کنم.»
با توجهی که مایکل جکسون به عنوان خواننده گروه جکسون فایو دریافت می کرد، طبیعی بود که او می بایست کار خود را به عنوان آهنگساز و
 |
| AP Photo |
خواننده به صورت تکنفره ادامه دهد. نخستین آلبوم تنهای او به نام « باید آنجا باشم» در سال ۱۹۷۲ توانست به شدت مورد توجه قرار گیرد و آهنگ های مختلف این آلبوم در صدر فهرست بهترین های آن زمان قرار گیرد. او در نهایت در سال ۱۹۸۱ مایکل از جکسون فایو جدا شد و به پیشبرد حرفه تکنفره خود در صحنه موسیقی پرداخت و در مدتی کم تبدیل به برجسته ترین آهنگساز، ترانه سرا، خواننده، طراح رقص و یک چهره سرشناس و مورد علاقه بین المللی شد. او هم چنین بدعت گزار فیلم های موزیک ویدیویی بود که کیفیتی برابر با یک فیلم کوتاه سینمایی داشتند.
در این دوران مایکل جکسون آلبوم تریلر خود را به بازار داد که همراه با یک موزیک ویدیوی ۱۳ دقیقه ای درسراسر جهان پخش شد. فیلمی که سرسپاری بود به فیلم های ترسناک هالیوود. در مدت کوتاهی بیش از ۴۵ میلیون نسخه از آلبوم تریلردر سراسر جهان به فروش رسید و هنوز هم به عنوان پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی همتایی برای آن وجود ندارد.
مایکل جکسون در بیست و پنجمین سالگرد تاسیس شرکت صفحه پرکنی موتاون در یک برنامه تلویزیون برای نخستین بار ضمن اجرای ترانه « بیلی جین » برای نخستین بار رقص معروف به « حرکت روی ماه» را اجرا کرد و بیش از ۵۰ میلیون تماشاگر را که از شبکه های تلویزیونی این برنامه را تماشا می کردند شگفت زده ساخت. این واقعه توانست یکشبه مایکل جکسون را در جایگاه مرتفع ابرستاره موسیقی پاپ قراردهد.
مایکل از این پس با لباس های پرزرق و برق مخصوص خود از جمله تک دستکش سنگ دوزی شده در اماکن ظاهر می شد. او درسال ۱۹۸۵ توانست بزرگ ترین کنسرت « ایالات متحده برای مردم گرسنه آفریقا» را برگزار کند ودر ضمن ترانه ای به این مناسبت ساخت به نام « ما بخشی از جهان هستیم» که توسط او و همکاران معروف دیگرش از سراسر جهانخوانده شد. او درسال ۱۹۸۹حق مالکیت بیش از صدها ترانه معروف از جمله ۲۰۰ ترانه از گروه قدیمی بیتل ها را از آن خود ساخت.
با وجود همه این فعالیت ها و معروفیت جهانی، مایکل جکسون زندگی تکنفره و تنهایی را می گذراند. او چندین خانه در سراسر جهان داشت که معروف ترین آن قصر نورلند در کالیفرنیا بود که در آن یک پارک تفریحی و یک باغ وحش کامل تعبیه شده بود. مایکل اغلب بچه های کم بضاعت را به این قصر دعوت می کرد تا اوقات خوشی را بگذرانند و با اغلب سازمان های نیکوکاری کودکان همکاری داشت. بسیاری این مسئله را مربوط به دوران کودکی از دست رفته مایکل جکسو ن می دانستند که همواره به دنبال آن بود و با تماشای کودکان در اطراف خود ، یک بار دیگر می کوشید تا آن دوران کودکی از دست رفته را به صورتی بازیابد. او می کوشید آن معصومیت کودکی را از این طریق حفظ کند.
مایکل جکسون یک بار گفته بود: « من وقتی آهنگ می سازم احساس می کنم که یک آلت موسیقی طبیعت هستم. فکر می کنم طبیعت چه احساسی
 |
| AP Photo |
دارد هنگامی که ما قلب هایمان را می گشاییم و استعداد های خداداده خود را به کار می گیریم و از شادی و شعف زندگی لذت می بریم. برای همین است که من کودکان را دوست می دارم. چون احساس می کنم می توانم از آن ها بسیار چیزها بیاموزم. از معصومیت آن ها چرا که قلب یک کودک مثل دانه های خلاقیت است که با رشد خود می تواند جهان را بهبود بخشد. من واقعا به این مسئله معتقدم.»
مایکل جکسون در سال ۱۹۹۳ جایزه یک عمر فعالیت هنری جوایز معتبر ( گرامی) را دریافت کرد. اتهامات سوء استفاده جنسی از یک پسربچه ۱۳ ساله که مایکل جکسون همواره آن را بی اساس خواند باعث شد که او خارج از یک دادگاه جنایی مبلغ ۲۲ میلیون دلار به خانواده این پسر بپردازد.
این واقعه و وقایع دیگر از جمله رفتار عجیب و عمل جراحی های مختلف وسفید کردن پوست بدن باعث شد که از محبوبیت مایکل جکسون در ایالات متحده آمریکا کاسته شود. او در سال ۱۹۹۴ با لیزا ماری پریسلی دختر الویس پریسلی، چهره افسانه ای راک اندرول ازدواج کرد. این دو پس از دوسال به صورتی دوستانه از یکدیگر جدا شدند. آلبوم « تسخیر ناپذیر» سال ۲۰۰۱ مایکل جکسون نیز علیرغم مبالغ هنگفتی که خرج آن شد نتوانست از استقبال لازم برخوردار شود.
در سال ۱۹۹۶ مایکل جکسون بزرگ ترین و آخرین تور جهانی خود را به اجرا درآورد و نزدیک به پنج میلیون نفر در سراسر دنیا به تماشای او رفتند. در همان سال او با یک پرستار سابق « دبی رو» ازدواج کرد. این دو صاحب دوفرزند شدند که مایکل جوزف جکسون جونیور و پاریس مایکل کاترین جکسون نام گرفتند.
در سال ۲۰۰۲ مایکل جکسون داری فرزند سومی به نام پرنس مایکل جکسون دوم شد که در نتیجه لقاح مصنوعی به دنیا آمد و هویت مادر او هرگز فاش نشد.
در نتیجه زورنمایی های شرکت صفحه پرکنی سونی که مایکل جکسون از پذیرفتن آن ها سرباز زد و اتهامات تازه سوء استفاده جنسی ازکودکان که بسیاری معتقدند برای از بین بردن اعتبار جکسون ساخته و پرداخته شده بود، پس از برائت در دادگاهی در سانتا باربارا در شمال لس آنجلس، مایکل جکسون به عنوان مهمان به بحرین رفت و مدتی در آن جا اقامت داشت. این مسئله با مشکلات مالی اخیر و تصمیم به فروش کاخ نورلند همراه بود.
با وجود همه این مسائل مایکل جکسون به صورت یکی از تندیس های موسیقی و فرهنگ پاپ جهان همواره در صدر باقی ماند و میلیون ها تن از مردم جهان او را دوست داشتند. او برنده ۱۳ جایزه گرامی بود و دو بار نام او در تالار راک اند رول به عنوان بهترین هنرمند این رشته از موسیقی ثبت شد.
اموز در سراسر آمریکا و جهان مردم در مرگ این هنرمند ارزنده که قرار بود تور بازگشت خود به صحنه موسیقی را در اوائل ماه ژوئیه در لندن آغاز کند سوگوارند.
هرچند مراحل اولیه آزمایشات توسط پزشکی قانونی امروز(جمعه) بر روی جسد مایکل جکسون انجام خواهد شد اما کشف دلیل مرگ او می تواند گزارش: اد کوالسکی گزارشگر صدای آمریکا در واشنگتن
نتیجه کالبد شکافی مایکل جکسون اعلام شد
کرگ هاروی سخنگوی پزشکی قانونی شهر لس آنجلس ، در یک کنفرانس خبری اعلام کرد که کالبد شکافی که روی جسد مایکل جکسون ستاره
 |
| AP Photo |
| کرگ هاروی سخنگوی اداره پزشکی قانونی لس آنجلس |
موسیقی پاپ آمریکا انجام شده نشان داده است که برای یافتن دلیل قطعی مرگ این خواننده نیاز به انجام آزمایشات بیشتری است. او گفت آزمایش هایی بر روی مغز و ریه جکسون انجام خواهد شد که رسیدن به نتیجه نهایی آن ها به مدت ۴ تا ۶ هفته به طول خواهد انجامید.
هاروی گفت که در طول سه ساعت کالبد شکافی مایکل جکسون هیچگونه آثاری از مسائل جنایی یا نشانی از آسیب جسمی دیده نشده است. او هم چنین اعلام کرد که جکسون پیش از مرگ از چند نوع داروی آرام بخش نا معلوم استفاده می کرده است.
این سخنگوگفت که رئیس اداره پزشکی قانونی اد وینتر هم اکنون با خانواده جکسون است تا این مسائل را برای آن ها توضیح دهد.
هاروی می گوید اداره پلیس لس آنجلس درخواست کرده است که تمام اطلاعات در رابطه با آزمایش های چند هفته آینده به صورت محرمانه در پرونده مخصوصی نگهداری شود و این که این اداره بیش ازاین درباره جزئیات کالبدشکافی امروز سخنی نخواهد گفت.
هاروی گفت که این پرونده در دست پزشکی قانونی خواهد بود چرا که در زمان مرگ مایکل جکسون پزشکی حاضر نبوده است تا بتواند گواهینامه
 |
| AP Photo |
مرگ را امضا کند.
هاروی در پایان اظهار داشت که جسد مایکل جکسون به محض آن که خانواده درباره چگونگی کفن و دفن او تصمیم بگیرد در اختیار آن هاگذاشته خواهد شد.
منبع: صدای آمريکا
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 1:6 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
۱۳۸۸/۰۳/۱۴

گلبانگ: عماد شکوری (بالا-چپ) رامین یوسفی (جلو-راست)
رادیو فردا: رستم ميرلاشاری، زاده بلوچستان ايران، ۱۸ سال است که در سوئد به سر میبرد و ۱۵ سال است که يک گروه موسيقی از هنرمندان بلوچستان ايران، آفريقا و اروپا با نام «گلبانگ» برپا کرده است.
اين هنرمند تحصيلات خود را در رشته موسيقی ملل در دانشگاه استکهلم، پايتخت سوئد، به پايان رسانده و در حال حاضر در همين دانشگاه مشغول کار است.
رستم ميرلاشاری در گفتوگو با راديو فردا با اشاره به اين موضوع که از آميزش و همنشينی فرهنگها است که فرهنگ جهانی بارور میشود، از هدفها و تلاش پيگير خود در تلفيق موسيقی بلوچستان ايران با موسيقی بومی و محلی ديگر مليتها، میگويد: «هدف من از تلاش در ارتباط با موسيقی اين است که بتوانم موسيقی بلوچستان ايران که با آن بزرگ شدهام را با موسيقی ساير ملل بياميزم. روبهرو شدن فرهنگ و موسيقی ملل مختلف اين امکان را میدهد که هم برای رشد خود از آنها کمک بگيريم و هم برای شناساندن موسيقی و فرهنگی که با آن بزرگ شدهايم و احساس میکنيم اين موسيقی و فرهنگ چيزی دارد که میتواند مورد علاقه و توجه ديگران قرار گيرد. »
وی در ادامه میافزايد: «بر اساس اين فلسفه، وقتی من در استکهلم فعاليتهای موسيقی خود را آغاز کردم به همراه تعداد ديگری از علاقمندان به اين فلسفه، گروه "گلبانگ" را تشکيل داديم و موفق شديم موزيسينهای خوبی را گرد آوريم که هر کدام ريشه در يک گرايش موسيقيايی داشتند. وقتی روی گرايش موسيقيايی تکيه میکنم منظورم موسيقی فولکلور ملتهای مختلف است. به اعتقاد من اين تلاش موفق بوده و به همين خاطر ما توانستهايم ۱۵ سال فعاليت کنيم، موسيقی توليد کنيم، مورد توجه رسانههای جمعی قرار بگيريم و تورهای مختلف داشته باشيم. »
رستم ميرلاشاری در ادامه گفتوگو با راديو فردا به ويژگیهای اين نوع موسيقی اشاره میکند و میگويد: « بدون شک موسيقی بلوچی تحت تاثير موسيقیهای ديگر قرار دارد ولی در عين حال قائم به ذات خود است و ويژگیهای خاص خود را دارد. گرايشهای مختلف در اين موسيقی به وفور يافت میشود، ولی بدون شک به موسيقی ايرانی بيشتر از موسيقی هندی نزديک است. »
رستم ميرلاشاری، موسيقی دان از بلوچستان ايران، با حمايت دانشگاه موسيقی شهر استکهلم همه ساله دست به برگزاری يک جشنواره جهانی موسيقی میزند و هر سال به دعوت او يک گروه موسيقی از ايران نيز دراين فستيوال شرکت میکند.
http://www.radiofarda.com/content/f35_Golbang_Sweden/1746512.html
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 23:30 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
دنی بویل، کارگردان فیلم "میلیونر زاغه نشین"، خانه ای جدید برای یکی از ستاره های بچه سال این فیلم خریداری کرده است. فیلم میلیونر زاغه نشین امسال هشت جایزه اسکار را از آن خود کرد.
هزینه خرید این خانه را دنی بویل و بنیادی که او تاسیس کرده، تامین کرده اند.
دنی بویل که در حال حاضر در بمبئی بسر می برد، به اظهرالدین اسماعیل، ستاره 9 ساله این فیلم گفته است که او و خانواده اش به خانه ای جدید نقل مکان خواهند کرد. اظهرالدین و خانواده اش اخیرا وادار شدند محل سکونت خود را در یکی از زاغه نشین های بمبئی ترک کنند.
از بویل انتقاد شده است که به قدر کافی به بازیگران خردسال فیلمش کمک نکرده است اما بویل رسانه ها را مسبب این انتقادات می داند و می گوید آنها انتظار کمک از او را بیش از حد افزایش داده اند.
"موارد اضطراری"
این فیلمساز گفت امیدوار است پیش از آغاز فصل باران های موسمی در هند در ماه ژوئن، خانه ای جدید نیز برای ربینا علی، که نقش "لاتیکا" را در فیلم ایفا کرد، فراهم شود.
او گفت: "بازیگران این فیلم با دنیایی جدید مواجه شدند، دنیایی فوق العاده و پر زرق و برق. قابل درک است که حالا انتظار دارند زندگی شخصی آنها کاملا متحول شود."
بویل و کریستین کولسون، تهیه کننده فیلم، کمی پس از آنکه فیلمبرداری به پایان رسید بنیاد "جای هو" را تاسیس کردند. هدف از تاسیس این بنیاد کمک مالی به بازیگران خردسال زاغه نشین این فیلم تا سن هجده سالگی است.
بویل می گوید: "ما تلاش داشته ایم با سرعت بیشتری خانواده های زاغه نشین را به خانه های جدید منتقل کنیم و یکی از دلایلی که این بنیاد را تاسیس کردیم رسیدگی به موارد اضطراری مانند اظهرالدین و ربینا بوده است."
یکی از مدیران بیناد "جای هو"، گفت که آپارتمانی که به اظهرالدین اسماعیل و خانواده اش واگذار شده است "راحت و در یکی از محله های خوب بمبئی و نزدیک مدرسه اوست."
در ماه فوریه امسال مسئولان واحدهای مسکونی دولتی گفتند که به دو ستاره خردسال این فیلم آپارتمان خواهند داد اما رفیق قریشی، پدر ربینا علی می گوید با خانواده های آنها تماسی گرفته نشده است.
او گفت: "اگر دولت بخواهد برای ما مسکن تهیه کند می تواند دو روزه این کار را بکند."
اوایل ماه مه مسئولان محلی خانه این دو کودک را در یکی از محله های زاغه نشین بمبئی تخریب کردند.
از آن زمان به این سو ربینا با اقوامش زندگی کرده و اظهرالدین نیز با خانواده اش به یک حلبی آباد موقت منتقل شده است.
منبع: http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/05/090528_shr_slumdog_home.shtml
+
نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 0:0 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

خانه آذرالدین محمد اسماعیل، یکی از کودکانی که در فیلم "زاغه نشین میلیونر" بازی کرده بود، توسط مقامات شهرداری مومبای تخریب شده است. گزارش ها حاکی است پلیس قبل از آن که او و خانواده اش را بیرون کند، با چوب بامبو به صورت او ضربه زده بود .
مقامات مومبای ادعا می کنند که خانواده آذرالدین همراه با تقریبا 30 خانواده دیگر بدون اجازه زمین های دولتی را اشغال کرده بودند.
آذرالدین، نقش شخصیت اصلی فیلم را در زمان کودکی اش بازی کرده است. زاغه نشین میلیونر موفق به کسب 8 جایزه اسکار شد و بیش از 300 میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشته است.
در ماه فوریه مقامات مومبای اعلام کردند برای کودکانی که در این فیلم بازی کرده اند و خانواده هایشان،خانه های جدیدی فراهم خواهند کرد زیرا آنها هند را سربلند کرده اند.
تهیه کنندگان فیلم ، همانطور که قول داده بودند، خرج تحصیل بازیگران کودک را تامین می کنند اما از خانه های جدیدی که مقامات مومبای قول داده بودند خبری نیست.
بعد از تخریب خانه ها آذرالدین گفت: " ما بی خانمان شده ایم. ما هیچ جایی نداریم که برویم."
آنها در نزدیکی محله 'باندرا ایست' در مومبای، در کلبه ای که خود با استفاده از ورقه های پلاستیک و چوب بامبو ساخته بودند، زندگی می کردند.
آذرالدین گفت که وقتی گروه تخریب به محل آمدند آنها خواب بودند و سپس یک ردیف از چادر ها و کلبه هایشان را با بولدوزر خراب کردند.
خانواده ها می گویند که تخریب خانه هایشان بدون اطلاع قبلی انجام گرفت.
شمیم اسماعیل، مادر آذرالدین گفته است که او نمی داند به سر خانواده اش چه خواهد آمد.
او در گفتگویی با بی بی سی گفت: " خانه های ما را خراب کردند. به ما خانه دیگری نداده اند.مقامات قبلا گفته بودند که به ما خانه های جدید می دهند اما فکر نمی کنم دیگر این اتفاق بیفتد."
تهیه کنندگان فیلم اخیرا اعلام کردند که 500 هزار پوند به بنیاد خیریه ای اهدا خواهند کرد تا به کودکانی که در زاغه های مومبای زندگی می کنند کمک شود.
منبع: http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/05/090514_sh_slumdog_homeless.shtml
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 22:57 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

This is the picture from the premier of movie “Slumdog Millionaire” 22 January 2009. In this picture the senior and the famous Indian actress Shabana Azmi has worn a Balochi women dress.
This dress is called Kalati Doch, and it is a Tarho/Tadho (Tarho means the Chageen/embroidery is made on canvas then fitted on the shirt) This Kalati Tarho, of Shabana Azmi, is a very old and very traditional in design. Its front pocket is called Goptaan or Pandol.

Many Indian celebrities wear Balochi women and men dresses. Like Sanjay Datt and Shah Rukh Khan’s famous pictures in Balochi men’s dress, but unfortunately people call that dress Pathan Suit (meaning Pashtun dress) However Pashtun and Baloch men dresses are similar but Pashtun trousers are smaller and Baloch trousers are big with lots of curves.
Also the Indian cricketer Ashish Nehra has a pair of Balochi men sandals, and there are many other Balochi influences on Indian film industry. It has been known that A.R Rehman, Indian musician and composer, is very much inspired by Balochi music.
Related links:
Shabana Azmi in Balochi dress
Balochi women’s sandals
http://www.taftaan.com/index.php?option=com_content&view=article&id=251:b&catid=82:culture&Itemid=199
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:36 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

نویسنده یک کتاب جدید مدعی شده است که ونسان ون گوگ، نقاش مشهور هلندی، گوش چپش را خود نبریده، بلکه در دعوایی با پل گوگن، نقاش فرانسوی آن را از دست داده است.
تا مدت ها محققان بر این باور بودند که ون گوگ، که به نوعی بیماری روانی دچار بوده، بعد از دعوایی در شهر آرل در جنوب فرانسه، گوش خود را با تیغ بریده است.
اما در کتابی که به تازگی و بر اساس تحقیقات پلیس در آن زمان منتشر شده، آمده است که گوگن با ضربه شمشیر گوش ون گوگ را بریده است.
نویسنده این کتاب می گوید در روایت رسمی از ماجرای کنده شدن گوش ون گوگ تناقض هایی دیده می شود.
اظهارات شاهدان
این کتاب با عنوان "ون گوگ: پل گوگن و پیمان سکوت" نتیجه ده سال تحقیقات دو محقق آلمانی به نام های هانس کافمن و ریتا ویلدگانس است.
این دو نفر اظهارات شاهدان و نامه های رد و بدل شده میان دو هنرمند را بررسی کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که دعوای این دو نقاش در نهایت به این منجر شده که گوگن، که علاقه مند به شمشیربازی بوده، گوش دوستش را بریده است.
ظاهرا بعد از این حادثه، گوگن تکهُ گوش ون گوگ را در پارچه ای پیچیده و به یک روسپی به نام راشل داده است.
آقای کافمن می گوید مشخص نیست که این واقعه عمدی بوده یا بدون قصد قبلی اتفاق افتاده است. در هر صورت هر دو نقاش توافق می کنند تا داستان ساختگی بریدن گوش توسط خود ون گوگ را در بازجویی پلیس مطرح کنند تا گوگن مجازات نشود.
هانس کافمن می گوید روایت رایج از این ماجرا بر شواهد متناقض و ناممکن بنا شده است و قابل اعتماد نیست.
او به روزنامه فرانسوی فیگارو گفت:"تا آنجا که به ون گوگ مربوط می شود، او هیچ چیزی را تایید نکرده است. رفتار دو نقاش و نقل قول های مختلف از آنها نشان می دهد که آنها حقیقت را پنهان می کردند."
پل گوگن بعدها به تاهیتی رفت و مشهور ترین آثار خود را در این جزیره نقاشی کرد. ون گوگ در سال 1890 خودکشی کرد.
منبع: http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/05/090505_rs_van_gogh_gauguin.shtml
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:57 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

اپرای ملی انگلستان در بیانیه ای اعلام کرده است که عباس کیارستمی به دلیل پیچیدگی های مربوط به دریافت ویزا، از سفر به بریتانیا برای حضور به هنگام اجرای اپرای کوزی فان توته که خود تولید کرده صرف نظر کرده است.
اپرای ملی انگلستان اعلام کرده که اپرای موتزارت قرار است در فاصله روزهای 29 مه تا 5 ژوئیه در تئاتر کلوسیوم لندن برگزار شود.
عباس کیارستمی، کارگردان ايرانی، که ابتدا سال گذشته این اثر را در شهر آکس فرانسه روی صحنه برد برای سفر به بریتانیا درخواست وزیرا کرده بود. اما ظاهرا دخواست وی پس از روندی طولانی به نتیجه نرسید و در نهایت پس از دخالت سفیر بریتانیا در تهران صادر شد. آقای کیارستمی اما دیگر از این سفر صرف نظر کرده بود.
ربکا درایور، رئیس دفتر مطبوعات اپرای ملی انگلستان، در پاسخ به پرسش بی بی سی فارسی در این باره گفت که آقای کیارستمی کل فرآیند تقاضای ویزا را وقت گیر و بسیار پیچیده دانسته و احساس نمی کند که با او محترمانه رفتار شده است.
وی گفت که سفیر بریتانیا در آخرین لحظه برای حل مساله دخالت کرد، اما آقای کیارستمی در آن هنگام دیگر آمادگی پیگیری موضوع را نداشت.
جان بری، مدیر هنری اپرای ملی انگلستان، در بیانیه ای نوشت: "مایه بسی اندوه است که هنرمند بسیار محبوب و محترمی چون عباس به لندن نخواهد آمد."

آقای کیارستمی یاس خود از فرآیند صدور ویزا را پنهان نکرده است
وی اعلام کرد که در عوض ایلین تایلر-هال، دستیار بریتانیایی آقای کیارستمی که سال گذشته در آیکس فرانسه در تولید این اثر دست داشت، در غیاب آقای کیارستمی هدایت پروژه را به عهده خواهد گرفت.
کوزی فان توته اثر ولفگانگ آمادئوس موتزارت اولین بار در سال 1790 روی صحنه رفت. این اثر که اغلب به "زنان این گونه اند" ترجمه می شود، تلفیقی از کمدی و تراژدی است.
آقای کیارستمی این اپرا را در ژوئیه 2008 در چارچوب فستیوال شعر و موسیقی در شهر اکسآنپرووانس به روی صحنه برد.
عباس کیارستمی در آن اجرا به فضای کلاسیک اپرا، که نوعی "کمدی اشتباهات" را در قرن هجدهم روایت میکند، وفادار ماند.
صحنهپردازی، دکورها و لباسها از الگوهای شناخته قدیمی پیروی می کرد. شاید تنها نشانه نوآوری در آن اجرا این بود که پردهای در پسزمینه صحنه، فیلمی از دریایی آرام را نمایش میداد.
آقای کیارستمی بیش از 40 فیلم کارگردانی کرده و جوایز متعددی از جمله نخل طلايی جشنواره کن را در سال 1997 به خاطر فيلم "طعم گیلاس" برده است.
منبع: http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/05/090505_si_kiarostami_opera.shtml
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:43 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
دلارا دارابی 'هنرمند' بود


"من که از چهار سالگی زندگیام را با رنگها تقسيم کرده بودم، در آستانه ۱۷ سالگی آنها را گم کردم. سرخ کبود را به جای لاجورد گرفتم و جای آسمانی، خاکستری پاشيدم. من رنگها را گم کردم و اينک تنها چهرهای که هر روز در برابرم ديده میگشايد، ديوار است. من دلآرا دارابی ۲۰ ساله، متهم به قتل، محکوم به اعدام، سه سال است که با رنگها و فرمها و واژهها از خودم دفاع میکنم. اين نقاشیها سوگندی است به جرمی ناکرده. تا مگر رنگها مرا به زندگی بازم گردانند. از پشت ديوارها به شما که به ديدن نقاشیهايم آمدهايد سلام و خير مقدم میگويم".
همه نقاشیهای نمايشگاه "زندانی رنگها" به جز يک اثر در زندان کشيده شدهاند. آن تکاثر، از نظر رنگ و فضا، بسيار متفاوت با کارهايی است که دلآرا در زندان کشيده است. اين آثار حاکی تاثير عميق و ژرف زندان بر اين هنرمند جوان است.
در نقاشیهای او، رنگهای تيره، خطوط خشن، چهرههای درهم پيچيده که فرياد را تداعی میکنند، نبرد دو گاو وحشی و سياه، سياهقلمی از زندانيانی که در کنجی نشستهاند و انگار در تنهايی خود زنده بهگور شدهاند و شب و ماه و جسدی که از آتش میگذرد، از جمله تمهايی است که به چشم میخورد. او برخی از اين طرحها را به دليل نداشتن قلممو با انگشت و ناخن و اندکی رنگ سياه کشيده است.
آسيه امينی، روزنامهنگار و فعال حقوق زنان که بانی برپايی اين نمايشگاه نيز هست توضيح میدهد:
"بيشتر تابلوها درگيریهای ذهنی اين نقاش را نشان میدهند. اين دختر جوان، زيبا و بسيار عاطفی، در معرض خشنترين واقعيتهای اجتماعی قرار گرفته است. اگر ما در مواجهه با زندانيان همه يا بسياری از آنها را قربانی شرايط بدانيم، ولی افراد از نظر روحی با هم متفاوتند. بدون شک روحيه يک قاچاقچی مواد مخدر يا سارق يا قاتل حرفهای، با روحيه دختر ۱۷-۱۸ سالهای که از ده سالگی با رنگ و بوم و موسيقی و شعر زندگی کرده متفاوت است".
نقاشیهای دلآرا صرف نظر از شرايط وی، دارای ارزشهای هنری و نمايانگر قدرت طراحی، خلاقيت ذهنی و توانايی او در به تصوير کشيدن ترسها و دغدغههای ذهنیاش است.
گفته میشود دلآرا که حالا در زندان وقتش را با نقاشی، مطالعه کتاب و گاهی سرودن شعر میگذراند هنگامی که محدوديتی در کشيدن نقاشی برايش پيش میآيد بسيار پريشان و به هم ريخته میشود. امينی میگويد: "مدتی است دلآرا برای نقاشی کشيدن دچار مشکل شده و نمیتواند مثل گذشته خودش را به تصوير بکشد".
دلآرا هنگامی که از برپايی نمايشگاهی از نقاشیهايش باخبر میشود به يکی ا
ز برگزارکنندگان آن میگويد: "من از خدا چيزهای زيادی خواسته بودم. از بچگی دوست داشتم نقاش و شاعر معروفی شوم. هميشه دوست داشتم نمايشگاهی از نقاشیهايم بگذارم و از هنرمندان دعوت کنم تا آثارم را ببينند. آرزو داشتم کتاب شعرم منتشر شود. حالا در زندان هستم و آرزوهايم بيرون از زندان يکیيکی دارد برآورده میشود"
منبع: http://www.bbc.co.uk/persian/
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:30 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
۱۳۸۸/۰۱/۱۹
از پیکاسو تا براک، از ون گوگ تا ماتیس و از رنوار و گوگن و مگریت تا خوان میرو و اندی وارهول و جکسون پالاک و دهها نام و شاهکار دیگر هنری را می توان یکجا دراینجا یافت: گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران.
این گنجینه -که در ۳۰ سال گذشته تنها هرازگاهی تعدادی از آثار آن برای مدتی در سالنهای موزه هنرهای معاصر به نمایش در آمده- همیشه تحسین همگان را برانگیخته است.
این آثار که تمامی آن در سالهای پیش از انقلاب به ایران راه یافتند، اغلب با تلاش فرح پهلوی، آخرین ملکه ایران، بود که ازحراجیهای لندن و نیویورک و سایر نقاط جهان خریداری شد. برخی از این آثار نیز از سوی سران کشورهای جهان، به خانواده سلطنتی ایران هدیه شد.
اثری از ماکس ارنست، نقاش آلمانی در موزه هنرهای معاصر تهران
تابلوهایی که در زمان خود نیز اگرچه بسیار ارزشمند بودند اما گذر زمان بر ارزش آنها افزوده است؛ تنها یک تابلوی این گنجینه از جکسون پالاک از سوی شرکتهای بینالمللی بیمه، تا ۱۲۰ میلیون دلار و مجموعه این کلکسیون چندین میلیارد دلار قیمت گذاری شده است.
شاید به همین دلیل است که تاکنون هیچ شرکت بیمهای در جهان به تنهایی قادر به بیمه کردن آثار این گنجینه نبوده است.
به گفته دکتر جهانگیر کازرونی، کارشناس هنری در تهران، گرداوری نسبتا تدریجی چنین گنجینهای بود که فکر ساختن موزه هنرهای معاصر را به ذهن مسئولان وقت آورد: «علت اینکه موزه هنرهای معاصر در آن سالها شکل گرفت، به دلیل مجموعه ای بود که از هنر معاصر دنیا خریداری شده بود، به طوری که [این گنجینه] یکی از بزرگترین مجموعههای منتخب از هنرهای تجسمی آمریکا و اروپا است که یکجا جمع شده است».
اثری از نقاش روس واسیلی کاندینسکی در موزه هنرهای معاصر تهران
جهانگیر کازرونی که خود مجموعهدار و صاحب گالری آثار هنری در تهران است، می افزاید: «قرار بود در کنار اینکه این مجموعه [برای مردم ایران] به نمایش گذاشته میشود، اقداماتی هم درباره هنر معاصر ایران انجام شود و آثار ایرانی نیز در این موزه به معرض نمایش درآید.»
در سالهای پس از انقلاب ، آن بخش از آثار هنری که از کاخهای خاندان سلطنتی و یا سایر سران حکومت پیشین به جای ماند و از وقایع دوران انقلاب -چون سرقت در ماههای اول انقلاب، فروش یکجا در کنار مبلمان و وسایل لوکس و تزئینی توقیف شده از منازل وابستگان حکومت پیشین یا مصادره و یا خروج از کشور- جان به در برد، نیز به تدریج به این گنجینه اضافه شد.
اگرچه از سرنوشت این موزه تا سالهای دولت محمد خاتمی هیچ خبر تائید شدهای در دست نبود، اما از اواسط دهه ۷۰ خورشیدی و با جان گرفتن موزه هنرهای معاصر تهران، آثارموجود در این موزه نیز در مسیر تبادلات فرهنگی، چند باری به موزههای بزرگ جهان فرستاده شدند و به نمایش در آمدند.
اثری از پابلو پیکاسو، نقاش اسپانیایی، در موزه هنرهای معاصر تهران
همین تبادلات توجه موزههای بزرگ جهان را به گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران جلب کرد.
دیری نگذشت که از سوییس تا اسپانیا و از فرانسه تا ایتالیا و حتی موزههای مهم آمریکا، همه خواستار امانت گرفتن این آثارشدند و از این رهگذر، آثار مهمی نیز به موزه هنرهای معاصرتهران برای نمایش عمومی امانت داده شد.
پس از آن بود که این مجموعه در گزارشهای منتشر شده در برخی نشریات معتبر جهان به عنوان یکی از پنج تا ۱۰ کلکسیون اول دنیا و البته بهترین و ارزشمندترین مجموعه هنری در خاورمیانه، شناسایی شد.
با این حال در سالهای اخیر ، کمتر به این گنجینه پرداخته شده است. اما مسئولان این موزه در اعلام برنامههای ماه آینده خود ، خبر از نمایش این آثار دادهاند؛ نمایشگاهی که بر اساس این خبر متشکل از ۱۲۰ یا ۱۵۰ اثر منحصر به فرد از آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران خواهد بود.
http://www.radiofarda.com/content/f35_Tehran_Cont_Art_Museum_Collection/1604494.html
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 19:46 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
۱۳۸۸/۰۱/۱۰
موريس ژار، موسيقيدان و آهنگساز فرانسوی مقيم آمريکا، روز يکشنبه در اثر بيماری سرطان در سن ۸۴ سالگی در لوس آنجلس درگذشت.
موريس ژار موسيقی متن فيلمهای مشهوری از سينمای جهان را ساخته است که از ميان آنها میتوان لارنس عربستان و دکتر ژيواگو را نام برد.
اگر نام ژار در ميان دوستداران موسيقی امروز با نام ژان ميشل ژار، سازنده موسيقی اکسيژن، بيشتر بر سر زبانهاست، برای دوستداران سينما، نام پدر او، موريس ژار، يادآور موسيقی فيلمهای عظيم تاريخ سينماست.
موريس ژار، موسيقيدان فرانسوی، که عمدتأ در آمريکا زندگی میکرد سه بار برای ساختن موسيقی متن فيلمهای لارنس عربستان، دکتر ژيواگو و گذری به هند موفق به دريافت جايزه اسکار بهترين موسيقی فيلم شد.
وی گذشته از آفريدن موسيقی متن فيلم در طول فعاليتهايش در اروپا، از ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۳، در زمينه تئاتر نيز حضوری معتبر داشته، و با نويسندگانی چون آلبر کامو، ژان کوکتو و هارولد پينتر همکاری داشته است.
موريس ژار کار هنری خود را در فرانسه آغاز کرد و موسيقی متن ۴۰ فيلم در سينمای فرانسه را آفريد که «آيا پاريس میسوزد» يکی از مشهورترين آنهاست. وی از اواسط سالهای ۶۰ ميلادی به کاليفرنيا میرود و لوس آنجلس را به عنوان مکان اقامت خود برمیگزيند.
اعتبار جهانی موريس ژار پيامد خلاقيت او در آفريدن بيش از۱۵۰ موسيقی فيلم در دوران هنری اوست که اغلب به هنگام عرضه شدنشان، نام او را به عنوان آهنگسازی منحصربهفرد به ثبت رساندند. موريس ژار همچنين به عنوان پايهگذار شيوه استفاده توأم موسيقی الکترونيک و کلاسيک شناخته میشود.
گذشته از دريافت سه جايزه اسکار برای فيلمهای لارنس عربستان، دکتر ژيواگو و گذری به هند موريس ژار جوايز بينالمللی ديگری نيز برای موسيقی متن فيلمهای شاهد در سال ۱۹۸۵، انجمن شاعران مرده در ۱۹۸۹، دختر رايان در ۱۹۷۰، گوريلها در مه در ۱۹۸۶، و روح در ۱۹۹۰ و چند فيلم ديگر دريافت کرده است.
موريس ژار همچنين به عنوان رهبر ارکستر، با ارکسترهای معتبری چون ارکستر فيلارمونيک لندن، ژاپن، اوساکا، لوس آنجلس و ارکستر راديويی ايتاليا همکاری داشته است.
از جمله فعاليتهای ديگر ژار، آفريدن آثار مختلف موسيقی صحنهاي است که از ميان آنها میتوان باله «گوژپشت نتردام» را که در اپرای مشهور پاريس اجرا شد نام برد.
موريس ژار در دوران رياست جمهوری فرانسوا ميتران مدال باارزش «لژيون دو نور» را با عنوان مهمترين مقام فرماندهی هنر و ادبيات از دست رئيس جمهوری فرانسه دريافت کرد.
وی که به عنوان آهنگساز مورد علاقه «ديويد لين» موسيقی متن اغلب فيلمهای او را ساخته است، با کارگردانان مشهور ديگری چون جان هیوستون، آلفرد هيچکاک، لوکينو ويسکُونتی و هانری ورنوی فرانسوی نیز همکاری داشته است.
http://www.radiofarda.com/content/f3_Jarre_france/1564408.html
+
نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 22:35 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
خسرو شکیبایی ( متولد 1323) يکی از مشهورترین بازیگران سینما و تئاتر ایران در اواخر تیرماه در اثر عارضه قلبی درگذشت. بازی در نقش هامون در فیلمی با همين نام ساخته داریوش مهرجویی، نام اين بازيگر را در تاریخ سینمای ایران جاودانه کرد.
برای دیدن عکسهای دیگر لطفا اینجا کلیک کنید.
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/03/090315_pm_1387_arts_deaths.shtml
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 21:54 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

گزارشهای رسیده از اسرائیل حکایت از کشف کوزه یا سبویی دارد که مصرعی از یکی از رباعیات معروف منسوب به عمر خیام، دانشمند و شاعر نامدار ایرانی، بر آن نقش بسته است.
کاوشگران اسرائیلی میگویند که این کوزه، به احتمال بسیار زیاد، در زمان خود حکیم عمر خیام ساخته شده است.
سرپرستی گروه ويژه کندوکاو باستانی در شهر قديم اورشليم (بيت المقدس) را دکتر رينا آونر، به نمايندگی اداره عتيقهجات اسرائيل در دست داشت.
اين کندوکاو در قطعه زمينی انجام گرفت که بخش خصوصی آن را برای احداث ساختمان آماده کرده بود.
کوزه يا سبوی کشف شده در اين قطعه زمين، دربخش قديم قدس، لعابی از فيروزه دارد و با گل و بوته و خطی سياه رنگ آراسته شده است.
ريفکا کوهنامين، از اداره عتيقهجات اسرائيل، پيش از انتشار گزارش اين کاوش باستانی بی درنگ دريافت که نوشته های نقش بسته بر گردن اين سبو به زبان فارسی است.
اين نوشته، مصرعی از يک رباعی معروف خيام نيشابوری است: «دستی است که در گردن ياری بوده است»
مصرعی برگرفته از اين رباعی:
اين کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است
اين دسته که در گردن او میبينی
دستی است که بر گردن ياری بوده است
باستانشناسان کاشف اين کوزه معتقد هستند که سبوی ياد شده در يکی یا بین دو قرن دوازدهم و سيزدهم ميلادی، تقريباً هم زمان با دوران خيام نيشابوری، ساخته شده است.
درعين حال اين راز برجای مانده که سبوی ياد شده، چگونه سر از اسرائيل درآورده است.
باستانشناسان همچنان از خود میپرسند که آيا اين سبو احتمالاً پيشکش دلداده ای به دلبری در اورشليم بوده، يا رهآورد بازرگانی از فرسنگها فرسنگ دورتر، از قلب ايران زمين.
http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Israel_Antique_Khayyam/1508892.html
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 22:36 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
از تصویری از چهره ویلیام شکسپیر که گمان می رود تنها پرتره ای است که از این نمایشنامه نویس در هنگام حیاتش کشیده شده، در لندن پرده برداری شده است.
گفته می شود که تاریخ ترسیم اين پرتره به سال 1610 یعنی 6 سال پیش از مرگ شکسپیر در 52 سالگی، باز می گردد.
اين تابلو که به الک کوب، مرمتگر آثار هنری به ارث رسیده است، از روز 23 آوریل، سالروز تولد شکسپیر در "بنیاد زادگاه شکسپیر" در شهر استرتفورد به نمایش گذاشته خواهد شد.
اين نقاشی چندین قرن است در خانواده کوب بوده است که خویشاوندی سببی با هنری وایزلی، ارل سوم ساوتمپتون و تنها حامی مالی و خریدار آثار شکسپیر داشته اند.
آقای کوب سه سال پیش هنگام بازدید از نمایشگاهی در نشنال پرتره گالری در لندن با دیدن پرتره ای که تا 70 سال پیش گمان می رفت تنها تصویر نقاشی شده از شکسپیر در زمان حیاتش بوده، به اهمیت تاریخی و اصالت تابلوی خودش پی برد.
شباهتهای فراوان بین اين دو تابلو آقای کوب را مطمئن ساخت، اين پرتره به نمایش گذاشته شده نسخه ای است که از روی تابلوی متعلق به خانواده او رسم شده است.
پروفسور استنلی ولز، رئیس بنیاد زادگاه شکسپیر گفت: "شناسایی اين پرتره نقطه عطفی در تاریخ چهره نگاری از شکسپیر است."
همواره تشخیص صحت و اصالت پرتره هایی که شباهت به چهره شکسپیر دارد، بحث برانگیز بوده است.
کارشناسان عموما دو پرتره ای را یکی که در کلسیای تثلیث در استرتفورد نگهداری می شود و دیگری بر روی نخستین مجلدهای مجموعه آثار شکسپیر چاپ شده بود، شبیه ترین تصاویر به چهره این نمایشنامه نویس می دانند.
گمان می رود که این دو نقاشی احتمالا هر دو پس از مرگ شکسپیر در سال 1616 توسط کسانی که واقعا او را دیده بودند، کشیده شده اند.
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/03/090309_pm_shakespeare_portrait.shtml
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 21:4 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

تصویر کشف شده با تصاویری که داوینچی در سنین بالاتر از خود ترسیم کرده مطابقت دارد
کارشناسان اعلام کرده اند طرحی که در یکی از دفترچه های متعلق به لئوناردو داوینچی پیدا شده احتمالا تصویری است که او از صورت خود کشیده است.
این طرح به مدت 500 سال زیر دست نوشته ای مخفی مانده بود اما در نهایت توسط پیرو آنجلا، روزنامه نگار در عرصه مسائل علمی کشف شد.
پس از ماه ها تلاش برای ترمیم این طرح، تصویر به دست آمده با استفاده از روشهای مورد استفاده در تحقیقات جنایی به نحوی تغییر داده شد که تاثیرات افزایش سن در آن هویدا گردد و سپس با تصاویری که لئوناردو داوینچی در سنین بالاتر از چهره خود ترسیم کرده بود، مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته های حاصل از این مقایسه در کانال تلویزیونی RAI ایتالیا به نمایش گذاشته شد.
آقای آنجلا در بیانیه ای که از طریق سایت اینترنتی RAI منتشر شد اعلام کرد او ابتدا متوجه وجود شکلی شبیه به بینی در زیر نوشته های داوینچی در دفترچه "پرواز پرندگان" او شد.
کار طاقت فرسای ترمیم، چهره مردی جوان تا میانسال با موی بلند و ریش کم پشت را هویدا کرد که به نظر می رسید غرق در تفکر است.
آقای آنجلا گفت او این تصویر را با یکی از رسم های شناخته شده داوینچی از صورت خود (متعلق به سنین بالاتر او) مقایسه و درباره آن با جراحان صورت و کارشناسان جنایی پلیس مشاوره کرد که همه آنها وجود شباهت هایی واضح را تایید کردند.
پروفسور کارلو پدرتی، که تحقیقات او درباره داوینچی از شناخته شده ترین تحقیقات به شمار می رود و با این پروژه همکاری کرده، گفت او "کاملا متقاعد شده" که این تصویر متعلق به دوران جوانی داوینچی است.
او گفت اگر صحت این یافته تایید شود، نقاشی کشف شده در مطالعه آثار و افکار لئوناردو داوینچی نقشی مهم ایفاء خواهد کرد.
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/02/090228_ba-davinci-portrait.shtml
+
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 21:37 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

نمای داخلی فسانن گالری، محلی که تابلوها در آن
به سرقت رفته است. (عکس از سایت رسمی گالری)
شماری از آثار نقاشان بزرگ قرن بيستم، از جمله آثار پابلو پيکاسو، هنری ماتيس و چند نقاش ديگر، در ايام تعطيلات سال نو ميلادی از يک نمايشگاه نقاشی در برلين به سرقت رفت.
به گزارش خبرگزاری آسوشيتدپرس، پليس آلمان روز جمعه اعلام کرد که در جریان این سرقت بيش از ۳۰ اثر هنری به بهای تقريبی ۲۵۰ هزار دلار دزدیده شده است.
به گفته پلیس آلمان، اين آثار در فاصله زمانی چهارشنبه بعدازظهر تا ظهر روز پنجشنبه (اول ژانويه)، از فسانن گالری، يک گالری خصوصی در منطقهای تجاری در شرق برلين، به سرقت رفته است.
از آثار ربوده شده، که شامل آثار گراوور، چاپ و مجسمه بوده است، میتوان به تابلو «نيمرخ در بستر سياه»، اثر سال ۱۹۷۴، «عريان روی صندلی متحرک»، اثر چاپی هنری ماتيس در سال ۱۹۱۳ و «بوپو» (Le Boupeut)، چاپ رنگی اثر جرج براک در سال ۱۹۶۲، اشاره کرد.
صاحب گالری در نخستین روز سال ۲۰۰۹ با مراجعه به گالری خود متوجه شد که قفل در باز شده است. پليس نیز شمار دزدان را دو نفر يا بيشتر ذکر کرد.
سال گذشته نيز سه تابلو از آثار پابلو پيکاسو از منزل نوه او به سرقت رفت که ارزش آنها در حدود ۷۰ ميليون دلار تخمين زده میشد. آن تابلو ها شامل تابلوی «مايا با عروسک» و پرتره ای از ماری ترز در ۲۱ سالگی بودند که چندی بعد توسط پليس کشف شدند.
بزرگترين سرقت آثار نقاشی پيکاسو در سال ۱۹۷۶ اتفاق افتاد. در سرقت یادشده، دزدان ۱۱۸ قطعه از آثار او را از موزه ای در شهر «آوينيون» فرانسه ربودند.
در سال ۱۹۹۴ نيز چهار اثر پابلو پیکاسو به بهای تقريبی ۴۴ ميليون دلار از موزه ای در زوريخ سویيس به سرقت رفت.
از معروفترين سرقتهای تاريخ نقاشی میتوان به سرقت تابلو «فرياد»، اثر ادوارد مونش، اشاره کرد که همراه با تابلوی «مدونا»ی اين نقاش بزرگ نروژی در سال ۲۰۰۴ از موزه مونش به سرقت رفت.
تابلو «فرياد»، که این نقاش سمبوليست آن را در سال ۱۸۹۳ کشيد و از معروفترين آثار نقاشی در تاريخ معاصر به شمار میرود، دو سال بعد در حالی که آسيب ديده بود، پيدا شد.
منبع: http://www.radiofarda.com
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 22:28 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

«آواز گنجشک ها» شاید اسکاری شود
نشريات سينمايی غربی، از احتمال راه يابی فيلم «آوازگنجشک ها» به مرحله نهايی نامزدهای بهترين فيلم خارجی در مراسم اسکار ۲۰۰۹ خبر می دهند.
اين فيلم که ساخته مجيد مجيدی سينماگر مطرح ايرانی است، پيش تر از سوی ايران به آکادمی جوايزاسکار معرفی شده بود.
سایت سينمايی« اسکرین دیلی» می نويسد: شانس فيلم های مطرح غيرانگليسی که در فستيوال های معتبر ديگر تحسين شده اند، برای رسيدن به مرحله نهايی جوايز اسکار بيشتر است.
اين در حالی است که سال گذشته فيلم مطرحی چون «چهارماه و سه هفته و دو روز» از کشور رومانی که موفق به دريافت نخل طلای فستيوال کن ۲۰۰۷ شده بود و يا فيلم تحسين شده «آستانه بهشت» ساخته فاتح آکين فيلم ساز ترک مقيم آلمان به فهرست نهايی نامزدهای اسکار فيلم های خارجی، راه نيافتند.
مجله ورايتی، سال ۱۹۹۹ نيز راه يابی فيلم «بچه های آسمان» ديگر ساخته مجيد مجيدی را به فهرست پنج تايی نهايی نامزدهای اسکار فيلم های خارجی، پيش بينی کرده بود.
به نوشته« اسکرین دیلی» شانس فيلم هايی چون «کلاس» از فرانسه( برنده نخل طلای کن ۲۰۰۸ )، «والس با بشير» انيميشن مستندی از اسرائيل، «تولپان» از قزاقستان، «ماه محبوب ما، اوت» از کشور پرتغال و«آواز گنجشک ها» از ايران برای رسيدن به مرحله نهايی نامزدهای بخش فيلم های غير انگليسی، از ديگر فيلم ها بيشتر است.
آواز گنجشک ها در سال جاری برنده جايزه خرس نقره ای برای بهترين بازيگر نقش اول مرد در فستيوال برلين شد.
در کل ۶۷ فيلم از سرتاسر دنيا برای رقابت در بخش فيلم های خارجی جوايز اسکار به آکادمی اسکار معرفی شده اند اما در نهايت تنها پنج فيلم به عنوان نامزهای دريافت اسکار فيلم های خارجی در روز ۲۲ ژانويه (۲ بهمن ) معرفی خواهند شد. برنده نهايی روز ۲۲ فوريه ( ۳ اسفند) طی مراسم باشکوهی در کداک تئاتر هاليوود در لس آنجلس مشخص خواهد شد.
نشريه « اسکرين ديلی» می نويسد: فيلم«آواز گنجشک ها» ی مجيدی در ميان ۶۷ فيلم ديگر، از شانس بيشتری برای رسيدن به مرحله پايانی، برخوردار است.
مجله «ورايتی» نیز از شانس فیلم «آواز گنجشک ها» برای راه یابی به فهرست نامزدهای نهایی اسکار بهترین فیلم خارجی خبر داده اشت.
این نشریه درسال ۱۹۹۹ نيز راه يابی فيلم «بچه های آسمان» ديگر ساخته مجيد مجيدی را به فهرست پنج تايی نهايی نامزدهای اسکار فيلم های خارجی، پيش بينی کرده بود.
فيلم «آواز گنجشک ها» داستان زندگی کريم کارگر مزرعه پرورش شترمرغ است که از بخت بد بيکار می شود. او به دنبال يافتن شغلی به تهران می آيد غافل از آن که در تهران حوادث غيرقابل پيش بينی در انتظار اوست.
رضا ناجی بازيگر نقش کريم به خاطر ايفای اين نقش تاکنون توانسته جوايزی را از آن خود کند.
مجيد مجيدی تنها کارگردان ايرانی است که تا کنون فيلمی از او (بچه های اسمان )، به نامزدهای نهايی اسکار فيلم های خارجی راه يافته است.
www.radiofarda.com
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 19:3 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

کافههای ایرانی بمبئی در معرض نابودی
روزنامه «تایمز آسیا» در شماره روز جمعه (۲۸ نوامبر) به خطر انقراض کافه ـ رستورانهای ایرانی (پارسی) شهر بمبئی پرداخته و با یادآوری پیشینه آنها، محو شدن این کافهها از چهره چندفرهنگه بمبئی را ضایعهای بزرگ، همردیف سقوط بازار سهام در مرکز مالی این شهر، قلمداد کرده است.
به نوشته تایمز آسیا، این کافه ـ رستورانها با مهاجرت جمعیتی از پارسیيان (زرتشتیان ایرانی) به نقاط مختلف هند و سپس اسکان گروهی از آنان در شهر بمبئی در اواخر قرن نوزدهم پدیدار شدند.
این کافهها از اوایل قرن بیستم، به دلیل کیفیت اعلای غذا و نوشیدنیها و همچنین محیط پاکیزه و رفتار مؤدبانه کارکنان آنها، به پاتوق شهروندانی بدل شد که در جستوجوی محلی دنج و متفاوت بودند.
از کارکنان و نظامیان امپراتوری بریتانیا در اوایل قرن بیستم، تا دلالان بازار بورس و سهام و بعدها نویسندگان و هنرمندان، همگی مشتریان این کافهها بودهاند.
روزنامه تایمز آسیا مینویسد: اکنون اما به دلایل گوناگون از شمار این کافه ـ رستورانها بشدت کاسته شده است.
اگر در دهه ۱۹۵۰ شمار آنها بالغ بر ۳۵۰ کافه میشد، اکنون شاید بیش از ۲۰ تا ۲۵ کافه ـ رستوران ایرانی در این شهر باقی نمانده باشد.
این کافهها از اوایل قرن بیستم، به دلیل کیفیت اعلای غذا و نوشیدنیها و همچنین محیط پاکیزه و رفتار مؤدبانه کارکنان آنها، به پاتوق شهروندانی بدل شد که در جستوجوی محلی دنج و متفاوت بودند.
به نوشته تایمز آسیا، دلایل رو به انقراض رفتن این کافهها بیعلاقگی نسلهای جدید خانواده مالکان این رستوانها به ادامه این کار است.
علاوه بر این، افزایش قیمت مستغلات در نقاط مرکزی شهر بمبئی نیز صاحبان این کافهها را تشویق میکند تا ملک خود را بفروشند و این کار را برای همیشه کنار بگذارند.
گزارشگر روزنامه تایمز آسیا از هجوم شرکتهای بزرگ و چندملیتی به این محلات در شهر بمبئی شکایت میکند و مینویسد که به جای هر کافه ـ رستوران ایرانی، اکنون شعبهای از مکدونالد یا پیتزا فروشیهای زنجیرهای سبز شده است «که نه هویتی دارند و نه جذابیتی به این محلات می افزایند.»
به نوشته روزنامه تایمز آسیا، در این کافه ـ رستورانهای قدیمی تابلوهایی روی دیوارها نصب شده است که مروج تربیتی به شمار میروند.
این تابلوها، به عنوان مثال، به مشتریان هشدار میدهد: «لطفا دست خود را توی بشقاب نشویید»، «به افراد مست غذا فروخته نمیشود»، «لطفا برای مدت طولانی ننشینید»، «با پیشخدمتها جر و بحث نکنید» و «افرادی که با پیشخدمتها و مشتریان بدرفتاری کنند به پلیس تحویل داده خواهند شد.»
در بخش دیگری از مقاله تایمز آسیا، در توصیف محبوبیت این کافه ـ رستورانها در بین ساکنان اهل ذوق و فرهیخته شهر بمبئی، به شعری اشاره میشود که نیزیم ایزیکیل (Nizzim Ezekiel)، شاعر یهودی اهل بمبئی، در وصف آداب و دستور العملهای این کافهها نوشته است:
لطفا
تف نکنید!
زیادی ننشینید!
به موقع بپردازید! چون وقت طلاست
نامهنگاری نکنید!
بدون آنکه نوشیدنی خریده باشید،
مو شانه نکنید!
که مو کف مغازه را کثیف میکند.
از رفتار بد بپرهیزید!
که پیشخدمت ما دو چشمی مراقب شماست.
بازهم به ما سر بزنید!
از هر کاست [طبقه] و مرامی که هستید.
اگر راضی نیستید به ما بگویید!
در غیر این صورت، از ما به دیگران بگویید!
خداوند بزرگ است.
مقاله تایمز آسیا در پایان، نقل قولی از یک سینماگر سرشناس هندی آورده که گفته است: «اگر از من بپرسید سه مشخصه اصلی شهر بمبئی چیست، خواهم گفت: تاکسیهای فیات سیاه، ساختمان بازار بورس و کافه ـ رستورانهای ایرانی. از میان این سه نماد، آنچه به تاریخ معاصر بمبئی خصلتی چندفرهنگی میدهد همین گوشه ایرانی شهر است.»
http://www.radiofarda.com
+
نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 17:44 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

گرانبهاترین کتاب جهان منتشر شد:
بهای این کتاب ۱۰۰ هزار یورو (حدود ۱۳۰ میلیون تومان) اعلام شده است. (عکس از وب سایت گروه انتشاراتی FMR)
یک ناشر ایتالیایی با چاپ کتابی در مورد زندگی و آثار میکلآنژ آن را به عنوان «گرانبهاترین و زیباترین کتاب جدید در جهان» معرفی کرده است.
بهای این کتاب ۱۰۰ هزار یورو (حدود ۱۳۰ میلیون تومان) اعلام شده است و حدود ۳۰ کیلوگرم وزن دارد.
این کتاب در مورد زندگی و آثار میکلآنژ، نقاش و مجسمهساز نامدار ایتالیایی، است و به کتابخانه ملی شهر نیویورک اهدا شده است.
قرار است کتابخانه ملی نیویورک این کتاب را از روز سهشنبه دوم دسامبر (۱۳ آذر)، به نمایش عمومی بگذارد.
ماریلنا فراری، ناشر ایتالیایی این کتاب، به آسوشیتدپرس گفته است که هدف از تهیه و انتشار چنین کتابی اعتراض به بازار فعلی نشر است که «تحت تأثیر اینترنت رو به زوال گذاشته است.»
خانم فراری مدیر انتشارات FMR در شهر بولونیای ایتالیا است.
این مرکز انتشاراتی به تهیه و نشر کتاب به شیوههای قدیمی، با مواد بسیار اعلا و بهرهگیری از کار هنرمندان و صنعتگران ماهر ایتالیایی شهرت دارد.
به گفته ماریلنا فراری، با انتشار و توزیع اینترنتی کتابها در دوران معاصر، ارزش واقعی کتاب نابود شده است و دورههای کتابسوزی در تاریخ را تداعی میکند.
این ناشر ایتالیایی میگوید که در چنین شرایطی، هر کتاب و نوشتهای پیش از آنکه ارزش واقعیاش درک شود نابود میشود.
بنگاه انتشاراتی خانم فراری برای اثبات علاقه به ارزش ماندگار کتاب، این اثر جدید را ۵۰۰ سال تضمین کرده است.
این کتاب «دست دانا» نام دارد و نگاهی دارد به زندگی و آثار میکلآنژ به قلم معتبرترین زندگینامهنویس او، جیورجیو واساری.
از آنتونیو پاولوچی، مدیر هنری موزه واتیکان، نیز مقالهای در این کتاب هست.
این کتاب علاوه بر متن حاوی شمار زیادی عکس و طراحیهای میکلآنژ است؛ از تصویر مجسمههای وی گرفته تا تصویر نقاشیهای عظیم دیواری و دستنوشتهها و چکامههای او.
آماده کردن هر نسخه از این کتاب حدود شش ماه زمان میبرد و ماهرترین صنعتگران ایتالیایی آن را به شیوههای رایج در ۵۰۰ سال پیش، بدون استفاده از هیچ ماشینی تولید میکنند.
مواد به کار رفته در جلد کتاب پارچههای ابریشمی دستباف و گرانقیمت و همچنین قطعاتی از سنگ مرمری است که ۵۰۰ سال پیش میکلآنژ مجسمههای خود را از آن میساخته است.
صفحههای این کتاب از کاغذهای دستساز قدیمیترین کارگاه کاغذسازی در ایتالیا تهیه میشود و شیوه صفحهبندی و جلدسازی آن درست مثل کتابهایی است که در دوران رنسانس تولید میشده است.
این کتاب علاوه بر متن حاوی شمار زیادی عکس و طراحیهای میکلآنژ است؛ از تصویر مجسمههای وی گرفته تا تصویر نقاشیهای عظیم دیواری و دستنوشتهها و چکامههای او.
مایکل اینمان، مسئول بخش نسخ نایاب کتابخانه ملی نیویورک، میگوید این کتاب در طول قرنهای متمادی الگویی خواهد بود از نحوه تهیه کتابهای نفیس در دوران رنسانس.
آقای اینمان همچنین میگوید این کتاب بخوبی به ظرایف صفحهبندی و جلدسازی به شکل اعلایی توجه کرده است.
تاکنون بیش از ۲۰ نسخه از این کتاب زیبا و نفیس در سراسر جهان به فروش رفته است و علاوه بر نسخه اهدایی به کتابخانه ملی نیویورک، نسخهای نیز به موزه پرادا در شهر مادرید و نسخه دیگری هم به موزه شهر بولونیا در ایتالیا اهدا شده است.
http://www.radiofarda.com
+
نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 20:9 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
دومین شب شعر در تاریخ 31/04/87 دوشنبه در زاهدان سالن ترویج جهاد کشاورزی برگزار گردید. این برنامه ساعت 5/7 عصر شروع و تا 45/11 شب ادامه داشت. در ابتدای مراسم، کریم بخش درازهی، ابراهیم تاج، محمد رحیم ریگی به نوبت شعرهای خود را به زبان بلوچی ارائه نموده و سپس پروفسور کارینا جهانی به سخنرانی خود (به زبان بلوچی) به موضوع زبان و ادبیات بلوچی پرداختند.
قسمت پنجم برنامه موزیک بلوچی توسط استاد دینارزهی و استاد محمد علی محمد حسنی (بنجو) اجرا شد. در مراحل دیگر برنامه شاعران دیگری چون غلام بهار، عارف سربازی، قیاس الدین گرگیج، ملابخش پیک، ادریس درازهی، رسول بخش زنگشاهی، عبدالحمید ایرانژاد، محمد گرگیج، و کرد برنامه های خود را اجرا کردند.
شب شعر باشکوه برگزار شد و بیش از دویست نفر از جمله برخی از مسئولین زاهدان، اساتید دانشگاه و غیره جزء شرکت کنندگان بودند. مدیریت این برنامه بر عهده آقای علی میرکازهی و همکاران دیگر وی (شهرام یارمحمدزهی) بود.
آکادمی علوم انسانی بلوچ ایران www.balochacademy.org
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 15:53 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
"خسرو شکیبایی" هنرمند برجسته کشورمان صبح امروز بر اثر حمله قلبی چشم از گیتی فروبست.آن مرحوم 64ساله بود و از جمله تاثیرگذارترین و شاخصترین بازیگران سینمای ایران به شمار میرفت.هامون،پری،اتوبوس شب،سالاد فصل،خواهران غریب،روانی،مزاحم،کاغذ بیخط و ... از جمله آثار آن هنرمند فقید به شمار میروند.درگذشت خسروشکیبایی بر همه عاشقان و دوستداران هنر و هنرمندان تسلیت باد

بیوگرافی:
نام: خسرو شکیبایی
تاریخ تولد: 1323
...............................................
با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383)
جوایز / سیمرغ بلورین / جشنواره فیلم فجر:
- هامون / هشتمین دوره
- کیمیا / سیزدهمین دوره
کاندید / جشنواره فیلم فجر:
- یکبار برای همیشه / یازدهمین دوره
- سایه به سایه / پانزدهمین دوره
- کاغذ بی خط / بیستمین دوره
*فیلمهای سینمایی:
خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)
دادشاه (حبیب کاووش - 1362)
صاعقه (1364)
رابطه (پوران درخشنده - 1365)
دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)
ترن (امیر قویدل - 1366)
شکار (مجید جوانمرد - 1366)
هامون (داریوش مهرجویی - 1368)
عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)
ابلیس (احمدرضا درویش - 1368)
جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)
سارا (داریوش مهرجویی - 1371)
پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)
یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)
بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)
کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)
پری (داریوش مهرجویی - 1373)
درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)
لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)
سایه به سایه (علی ژکان - 1374)
خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)
سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)
عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)
روانی (داریوش فرهنگ - 1376)
زندگی (اصغر هاشمی - 1376)
دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)
میکس (داریوش مهرجویی - 1378)
دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)
کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)
مزاحم (سیروس الوند - 1380)
اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)
ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)
سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
حکم (مسعود کیمیایی، 1383)
ستاره ها (فریدون جیرانی، 1384)
عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:15 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|

جعفر روحبخش در ۱۳۷۵ در تصادف اتومبیل درگذشت.
لطفا کلیک کنید
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 19:49 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
راز یک لبخند پانصد ساله: مونالیزا کیست؟

از زمان آفرينش و خلق تابلو نقاشی موناليزا، که به لبخند ژوکوند معروف است ، لئوناردو داوينچی خالق اين اثر اسرارآميز، همواره با اين دو پرسش اصلی روبه رو بوده است: چرا اين زن، لبخندی اين چنين بر لبانش جاری است و ديگر اينکه اين زن در واقع کيست ؟
ويت پروبست، يک پژوهشگر آلمانی، در جريان تحقيق در اين باره به نظريه ای تازه رسيده است. اين پژوهشگر، مدير کتابخانه دانشگاه هايدلبرگ است که می گويد پس از مطالعات فراوان پی به هويت صاحب لبخند معروف ژوکوند برده است.
او می گود که موناليزا، همسر يک تاجر فلورانسی بوده است.
آقای پروبست، در پژوهش های خود به يک دستنوشته برخورد کرده که متعلق به صاحب پيشين تابلو
نقاشی موناليزا بوده است؛ فردی که در دوره و زمانه لئوناردو داوينچی می زيسته و با اين هنرمند ايتاليايی
در رفت و آمد بوده است.
آقای پروبست، در پژوهش های خود به يک دستنوشته برخورد کرده که متعلق به صاحب پيشين تابلو
نقاشی موناليزا بوده است؛ فردی که در دوره و زمانه لئوناردو داوينچی می زيسته و با اين هنرمند ايتاليايی
در رفت و آمد بوده است.
براساس يک کار پژوهشی ديگر که يک سال و اندی پيش از سوی کارشناسان کانادايی صورت گرفت،
گفته شد، نوع لبخند موناليزا، نشان از آن دارد که اين زن، به هنگام نقاشی از چهره اش، يا باردار
بوده و يا به تازگی نوزادی به دنيا آورده بوده است.
اين کارشناسان همچنين معتقدند که نوع لباسی که موناليزا برتن دارد، جامه ای بوده است که زنان حامله در قرن شانزدهم می پوشيده اند.
تابلو لبخند ژوکوند که عمری پانصد ساله دارد، سال هاست ميليون ها انسان کنجکاو و مشتاق را به سوی
خود در موزه لوور پاريس می کشاند.
اين شاهکار و اثر استثنايی از زمان پيدايش خود تاکنون چندين بار ربوده شده است، اما پس از انقلاب فرانسه به جمع اشياء نفيس موزه لوور پيوسته است.
ناپلئون بناپارت، يک بار اين اثر نقاشی را به اتاق خواب خود انتقال داد، ولی پس از تبعيدش، موناليزا
بار ديگر به موزه لوور بازگردانده شد.
پنجاه و دوسال پيش هم، شخصی به بخش پايينی تابلو لبخند ژوکوند اسيد پاشيد، اما تابلو بلافاصله توسط کارشناسان مرمت و بازسازی شد.
شهرام ميريان (آلمان)
منبع: www.radiofarda.com
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 21:51 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
در بررسي موسيقي سيستان و بلوچستان عنوان شد 
شجريان: موسيقي بلوچ يكي از تاثيرگذارترين موسيقيهاي اقوام است
خبرگزاري فارس: محمدرضا شجريان در همايش بررسي موسيقي سيستان و بلوچستان و بزرگداشت مولا كمال خان هوت گفت:موسيقي بلوچستان بي شك يكي از تاثيرگذارترين موسيقيهاي اقوام است.
زارش خبرنگار موسيقي فارس، در همايش بررسي موسيقي سيستان و بلوچستان و بزرگداشت مولا كمال خان هوت كه شب گذشته در تالار آسمان فرهنگستان هنر با حضور محمدرضا شجريان، محمدرضا درويشي، ايرج نعيمايي، احمد مسجد جامعي و تني چند از پژوهشگران بلوچ برگزار شد، ابتدا گروه موسيقي بلوچستان به اجراي برنامه پرداخت و سپس محمدرضا شجريان با اشاره به تنوع موسيقي ايران گفت: موسيقي ايران زمين تركيبي متنوع و غني از مجموعه نغمهها و آواهايي است كه گوشه گوشه اين ديار ساخته و پرداخته شده است و موسيقي بلوچ بي شك يكي از تاثيرگذارترين موسيقي اقوام است.
وي در خصوص مولاكمال خان هوت افزود: ما از هنرمندان ارزشمندي چون مولا كمال خان هوت غفلت كردهايم و نقش بيبديل آنها را در شكوفايي فرهنگ اين سرزمين فراموش كردهايم. ناديده گرفتن نقش مهم مولا كمال خانها محروم كردن موسيقي و فرهنگ ايراني از سرچشمه آنهاست. من معتقدم كه هيچگاه نبايد ايران را تنها معادل فرهنگ اين و يا آن گروه در نظر گرفت. آنچه به اين مجموعه زيبايي و غنا ميبخشد تنوع بينظير و بيمانند اين سرزمين است كه بيشك تنوع موسيقي اقوام يكي از آنهاست.

وي ادامه داد: من به عنوان كسي كه سالها زندگي خويش را در عرصه فرهنگ گذراندهام نميتوانم از اين غفلتها بيمناك نباشم. كافي است نگاهي به نقاط مختلف كشور بياندازيم تا دريابيم كه تنوع لباس، تنوع زبان و تنوع موسيقي و آداب و رسوم مانند آن در حال از دست رفتن است.
استاد آواز ايران در ادامه بيان داشت: كاش دستگاههاي مختلف فرهنگي كه بودجههاي بسيار در اختيار دارند اين ميراث فرهنگي را به عهده بگيرند تا از اين طريق فرزندان ما با فرهنگ متنوع ايران زمين بيش از پيش آشنا شوند.
شجريان در پايان صحبتهاي خود گفت: از همين جا از تمام نهادهايي كه قدرت و توان مالي براي پرداختن به اين امر مهم را دارند تقاضا ميكنم تا دير نشده فكري براي ماندگاري اين آثار كهن بكنند.
در ادامه اين مراسم صحبتهايي نيز در خصوص پيوندهاي قومي بلوچ، انسانشناسي بلوچ و غيره توسط پژوهشگران اين زمينه انجام شد و سپس محمدرضا درويشي پژوهشگر موسيقي گفت: استاد كمال خان هوت بزرگترين خواننده و موسيقيدان به معناي واقعي كلمه نه تنها در بلوچستان بلكه در سراسر ايران است. موسيقي بلوچستان مهم است البته نه اينكه بخواهيم از لحاظ كمي و كيفي، ويژگي فرهنگي مختلف ارزشگذاري كنيم كه البته در اين مورد قابل بحث است. سرزمين پهناور بلوچستان تنوع شگفتي در حجم رپرتوار موسيقي، سازها و مقامهاي مختلف دارد.
وي افزود: ملا كمال خان خوانندهاي است كه از نظر تسلط و حنجره و تكنيكهاي آوازي نه تنها در بلوچستان بلكه در مقايسه با شيوهها و سبكهاي آوازي فرهنگ و اقوام ايراني بيهمتاست. خصوصيات ديگر اين موسيقيدان ارتباط قوي او با ادبيات در پيوند تنگاتنگ با زبان بلوچ است كه هم محتواي موسيقي آوازي و هم محتواي موسيقي سازي در اين خطه اهميت دارد.
اين پژوهشگر بيان داشت: ملا كمال خان هوت مسلطترين خواننده معاصر است كه به نوعي ميراث دار نواميس فرهنگي يك منطقه است. كه اين خصوصيات فقط در آداب، رفتار و منش اين هنرمند نهفته است. در واقع كمال خان به اين دليل مهم است كه راوي تمدن و فرهنگ موسيقي بلوچستان است.
درويشي در خاتمه خاطرنشان كرد: من به مسوولين هشدار ميدهم كه تا اين مرد زنده است و كار از كار نگذشته اقدام به جمعآوري آثار اين هنرمند بكنند كه اگر اين آثار تا زمان حيات اين استاد جمعآوري نشود مسئوليت بر دوش كساني است كه غفلت كردهاند.
مراسم بررسي موسيقي سيستان و بلوچستان و بزرگداشت ملا كمال خان هوت با اجراي برنامه توسط هنرمندان اين منطقه در تالار آسمان به كار خود پايان داد.
انتهاي پيام/ز
منابع:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8607260142
http://radiobalochi.org
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 14:27 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
نمايشگاه آثار نيما پتگر در تهران
متن از جواد اعرابی
مناسبت شصتمین سالگرد تولد نیما پتگر، نقاش ايرانی، نمایشگاهی از آثار وی در گالری نار واقع در خیابان ولی عصر بین محمودیه و زعفرانیه از 7 مهر ماه برپا شده است. نمايشگاه آثار پتگر اولین نمایشگاه انفرادی و دومین نمایشگاه گالری تازه تاسیس نار است.
BBC/Persian
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 19:41 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 19:31 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 16:50 توسط امیر طاهری Amir Taheri
|